هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٤٤

طريق تبرّع و آن را «دماثت» نيز خوانند . سيوم [١] حُسن هدى و آن عبارت است از آن كه نفس را به تكميل خويش به حُليت هاى ستوده ، رغبتى صادق حادث شود . چهارم مسالمت و آن عبارت است از آن كه نفْس مجاملت نمايد در وقت تنازع آراى مختلفه و احوال متباينه از سرِ قدرت و ملكه كه اضطراب را بدان تطرّق نبوَد . پنجم دَعَت [٢] و آن عبارت است از آن كه نفْس ، ساكن باشد در وقت حركت شهوت و مالك [٣] زمام خويش شود . ششم صبر و آن عبارت است از آن كه نفس ، مقاومت كند با هوا تا مطاوعت لذّات قبيحه از او صادر نشود . هفتم قناعت و آن عبارت است از آن كه نفس ، آسان فراگيرد امور مآكل و مشارب و ملابس و غير آن را و رضا دهد به آنچه سدّ خلل كند از هر جنس كه اتّفاق افتد . هشتم وقار و آن عبارت است از آن كه نفس در وقتى كه مُنبعث باشد به سوى مطالب آرام گيرد تا از شتابزدگى ، مجاوزت حدّ از او صادر نشود ، به شرط آن كه مطلوب ، فوت [٤] نكند . نهم وَرَع و آن عبارت است از آن كه نفس ، ملازمت نمايد بر اعمال نيكو و افعال پسنديده و قصور و فتور را [٥] بدان راه ندهد . دهم انتظام و آن عبارت است از آن كه نفس را تقدير و ترتيب امور بر وجه وجوب و حسب مصالح صيانت نمودن ، مَلَكه شود . يازدهم حرّيت و آن عبارت است از آن كه نفس ، متمكّن شود از اكتساب مال از وجوه مكاسب جميله و صرف آن در وجوه مصارف محموده و امتناع نمايد از


[١] . ف: سيم .[٢] . م: + است .[٣] . ف: ماكد .[٤] . ف: قوت .[٥] . ف: ـ را .