هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٩٨
آن به كار بردندى به قدر ضرورت و رعايت طرق خويش كردندى و فوايد كليّه يافتندى ، و بعضى ديگر در نباتات ، سموم را يافته اند از اصول و فروع و اَزهار و بزور و غيرها كه در بدن ، تأثيرات عظيم دارند و مى گويند كه فساد اينها در بدن ، به واسطه عدم مناسبت مزاج [١] است با حيوان . [٢] فلهذا ، آنها را به خوردِ حيوانات كنند ؛ اوّلاً چون طاووس و زاغ و غيرهما تا به واسطه تحلل طبيعت و قوّت [٣] هضم قوّت هاى عقاقير از بواطن ايشان به ظواهر آيد . آن گاه آن حيوان را در ظرفى كرده ، در جايى گرم ، چون زِبْلِ فَرَس و غيره ، دفن كنند و بگذارند تا متعفّن گردد و جمله آن كِرم ها شود . پس آن كِرم ها همدگر [٤] را بخورند و يكى شوند ، آن را بگيرند و خشك سازند ، به اضعاف قوّت [٥] آن موسوم [٦] بوَد . آن گاه آن را با ادويه تَرياقيه ، ضم كرده ، به كار دارند و بعضى ديگر ، بدان وقت ها التفات ننمايند و گويند كه چون سموم قوى مى يابيم ، به مرتبه اى كه اگر قدرى از آن بر شاخ گاو بندند و بدوشند ، خون از پستان او آيد و آن را هنديان «سنكى» گويند . پس چه حاجت بدان تدابير داريم و آن ضررى كه از ايشان ، ظاهر مى گردد ، به واسطه عدم عادت است ؛ و ليكن [٧] هرگاه كه بدان عادت شود ، ضرر نكند و تأثيرات كلّيه از آن حاصل گردد . پس آن را با ادويه ترياقيه ، ضم كرده ، به كار دارند ، اندك اندك بر سبيل عادت . آن گاه قدرى قدرى [٨] زياد كنند ، چنان كه به مرتبه اى رسد كه چون مثقالى از آن خورده شود ، سُكر كنند و چند روز بر آن حال باشند و بعد از آن ، اندك اندك از آن ادويه مضمومه كم سازند تا چنان شود كه بى ترياقات ، خورند و مستى ها كنند و قوّت هاى عظيم يابند و بعضى كه از ادعيه باخبرند ، به افسون ، [٩] سميت آنها را ببندند و نخورند [١٠] و فوايد يابند و بعضى ديگر ، در نباتات ، وراى سموم ، چيزى يافته اند كه قوّت هاى عظيم مى بخشد و مداومت آنها ، موى سفيد را
[١] . ف: مزاجى .[٢] . ف: حيوانى .[٣] . ف: قوّه .[٤] . ف: همديگر .[٥] . ف: قوه .[٦] . ف: سموم قوى .[٧] . ف: ليك .[٨] . ف: ـ قدرى .[٩] . ف : افيون .[١٠] . ف : بخورند .