هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٦٥

والسّلام ـ مى فرمايد كه: «از نيكويى هاى مسلمانى مرد است ، ترك كردن او [١] آن چيزى را كه در دين ، او را به كار نمى آيد» ؛ يعنى كمال حسن اطاعت و انقياد ، آن [٢] است كه هر چيزى كه بنده را از عبادت خداى عز و جل ، باز مى دارد ، [٣] ترك آن بگويد و آنچه مرشد هر ولى ، اميرالمؤمنين على ـ كرّم اللّه وجهه ـ مى فرمايد [٤] كه: «من طلب ما لا يعنيه فاته ما يعنيه» ، [٥] مُثبِت همين معنى است ، يعنى هر كه بذل نفْس كند ، در طلب آن چيزى كه او [٦] را در راه خداى ـ تبارك و تعالى ـ به كار نمى آيد ، فوت گردد از وى تحصيل آن چيزى كه او را به كار مى آيد ، زيرا چه [٧] ارسال افواج خلايق بدين عالم ذوعلايق ، به جهت آن است كه تحصيل زادى كنند براى راه قرارگاه اصلى و ذَخرِ متاعى نمايند سزاى [٨] دارالملك عُقبا .

نظم

اى ز اقليم عدم آمده در شهر وجودهيچ دانى كه تو را آمدن از بهرِ چه بود؟ بنده پادشهى ، شاه فرستاد تو راتا تو او را بشناسى و بدانى معبود به يقين دان كه تو خود ، خواجه بازرگانىبه تجارت ز عدم آمده در شهر وجود هست اين مايه تو عمر گران مايه تو [٩] تا بدين مايه و سرمايه به دست آرى سود و آنچه در اذكار مذكور و از احمد مختار مأثور است كه: «الدّنيا مزرعة الآخرة» ، [١٠]


[١] . ف: ـ او .[٢] . ف: ـ آن .[٣] . م : + به .[٤] . ف: فرمايد .[٥] . المناقب ، ص ٣٧٥ ؛ شرح مئة كلمة ، ص ١٥٥ .[٦] . ف: آن .[٧] . ف: كه .[٨] . م: سراى .[٩] . ف: ـ تو عمر گران مايه تو .[١٠] . تنبيه الخواطر ، ص ٩٢ و ١٨٣ ؛ عوالي اللئالي ، ج ١ ، ص ٢٦٧ .