هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٠٥
نظم
منزل عقل و فكر ما صفت است ذات ، برتر ز علم و [١] معرفت است زيرا كه ما هرچه را [٢] ادراك مى كنيم يا آن است كه به حواس ، آن را درمى يابيم ، چون الوان و اصوات و طعوم و روايح و حرارت و برودت و امثال اينها ، [٣] يا آن است كه از نفْس درمى يابيم ، چون اَلَم و لذّت و فَرَح و غضب و امثال اينها ، يا از عقل درمى يابيم ، چون هستى و نيستى و وحدت و كثرت و وجوب و امكان و امثال اينها و آنچه غير از اين سه نوع بوَد ، انسان را به دانستن آن ، سبيلى نيست و چون ذات حق به حكم «ليس كمثله شيء » [٤] از اين هر سه نوع بيرون است ، پس به قدم حس و فهم و وهم ، طريق تصوّر كُنه [٥] ذات حق نتوان سپردن و راه صواب به صوب حقيقت او نتوان بردن . عقول عقلا را به گِرد سرادقات ذات حق ، راه نبوَد و هيچ كس از حقيقت ذات او آگاه نبوَد «لا تدركه الأبصار و هو يدرك الأبصار و هو اللّطيف الخبير » . [٦]
نظم
نهاية إدراك العقول عقال و غاية سعي العالمين ضلال برتر ز چند و چون ، جبروتِ جلال او بيرون ز كون و كُن ، صفت لايزال او نگذشت [٧] و نگذرد نظر هيچ كاملىگِرد سرادقات جلال و جمال او و يا سبحان اللّه ! آدمى بيچاره ، راه به كُنه ذات چگونه تواند بردن كه او بدانچه مأمور است از تفكّر در ماسواى ذات عقل وى از ادراك و استعلام حقايق آنها عاجز است و بجز تحيّر و تقصير ، [٨] حاصلى ندارد؟ و اگر نه چنين بودى ، بعد از كمال قرب «لي مع اللّه » [٩] بر لسان اشرف عباداللّه با تشرّف به خلعت «لولاك» ، [١٠] كلمه «سبحانك ما
[١] . ف: ـ و .[٢] . ف: ـ را .[٣] . ف: آنها .[٤] . سوره شورى ، آيه ١١ .[٥] . ف: كند .[٦] . سوره انعام ، آيه ١٠٣ .[٧] . ف: بگذشت .[٨] . ف: تقصيرى .[٩] . جامع الأسرار ، ص ٢٧ ، ٢٠٥ ، ٤١٧ و ٤٦٦ ؛ نص النصوص ، ص ١٦٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٩ ، ص ٢٤٣ .[١٠] كنزالعمال، ج ١١، ص ٤٣١ ؛ مناقب آل أبي طالب، ج ١، ص ١٨٦.