هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٥٠٧
تصفيه بشكند و نيل هوس را به كجك قطع علايق ، ذليل سازد .
نظم
إذا طالبتْك النّفس يوما بحاجةوكان لها نحو الهواء طريق فخالفت هواها ما [١] استطعت فإنّماهواها عدوٌّ والخلاف صَديق و يقين ببايد دانست كه مخالفت نفس ، اصل همه طاعات و مطاوعت او سر جمله معصيات است ؛ چه هيچ مانعى و حاجزى ، انسان [٢] را از تحصيل سعادات و كسب كمالات ، چون شيطان نفس نيست و بدين معنى حضرت نبوى ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ اشارت فرمود [٣] «أعدى عدوّك نفسك الّتي بين جنبيك» [٤] . و تخصيص به «بين جنبيك» به جهت آن است كه بيشتر آثار صفات آن از آن جا ظاهر مى گردد ؛ چنانچه رأى بعضى از اصحاب طريقت بر آن است كه نفس ، بخارى است لطيف كه منشأ آن دل است . نقل است كه شخصى از اهل صفا انسانى را ديد در هوا سباحت [٥] كردى و كثافت جسمانيّت ، او را از آن مانع نگشتى ، از او [٦] سؤال كرد كه: اين منزلت [٧] رفيع و مكانت بديع از كجا حاصل نموده اى؟ گفت: اى عزيز! هواى نفس را در تحت اقدام عزم ، پست ساختم و نفس نافرمان را به مدد رياضت به ميسر [٨] مسخّر خويش گردانيدم . بدان سبب هوايى كه در جوّ سماست ، حضرت حق عز و جل [٩] مطيع امر [١٠] من ساخت .
نظم
{ نفس و شيطان مى بَرند از ره تو راتا بيندازند اندر چَه تو را } { نفس را آن به كه در زندان كنىهرچه فرمايد ، خلاف آن كنى }
[١] . ف: و .[٢] . م: ايشان .[٣] . ف: + كه .[٤] . عوالي اللئالي ، ج ٤ ، ص ١١٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦٧ ، ص ٣٦ .[٥] . ف: سياحت .[٦] . ف: وى .[٧] . ف: منزل .[٨] . ف: ـ به ميسر .[٩] . ف: خداى تعالى .[١٠] . ف: ـ امر .