هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٧٩
صَمَديت فرمود كه: «و من يوقَ شُحَّ نفسه فاُولئك هم المفلحون » . [١] يعنى هركه پاكيزه گردانَد نفس خود را از خُبثِ بخل ، او از رستگاران است و چون بخل ، مرض معنوى است كه تأثير هلاك آن در قيامت ظاهر خواهد شد و اين شخص را به هلاك ابدى خواهد كشيد كه [٢] «البخيل في النّار ، و رفيقه إبليس» ، [٣] ازالت اين مرض ، به معالجه واجب گشت و علاج آن ، بذل مال است كه در ملك او و محبوب طبع اوست ، چنانچه بدان مأمور است كه: «وأنفِقوا في سبيل اللّه » . [٤] معنى سيوم ، [٥] شكر نعمت مال است ؛ چون حضرت اللّه تعالى ، بنده اى [٦] را به مال و نعمتى مخصوص گردانيد و او ديگرى را مى بيند كه به قوت يك روزه ، محتاج است و انصاف ، متقاضى او نمى شود كه قدرى از فاضل آن به مدد او رسانَد . بى شك ، كفران نعمت كرده است و چون سدّ فاقه آن ، محتاج به فاضل اقوات كه نتيجه فضل الهى است ، بنمايد ، يقين كه شكر آن نعمت گزارده است . امّا صوم كه سدّ مجارى شياطين شهوات ـ كه مانع سعادت مشاهده اسرار ملكوتى اند ، به معونت اوست ـ صحّت او مشروط است به نگاه داشتن چشم و گوش و زبان و بَطْن و فَرْج ، چنانچه حديث نبوى ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ بدين معنى مشير است كه «خَمس يفطّرن الصّائم: الكذب و الغيبة و النّميمة واليمين الكاذب و النّظر بشهوةٍ» ؛ [٧] يعنى پنج چيز ، روزه را باطل مى كند وراى اَكل و شُرب و جُماع و [٨] دروغ گفتن و بدى از كس گفتن كه در روى او نتوان گفت و سخن سرّ از جايى به جايى بردن كه آن را چلى چدن گويند و سوگند دروغ خوردن و در نامحرم به شهوتْ نظر كردن ، و ببايد دانست كه پاى و دست ، تابع [٩] چشم و گوش و زبان است ؛ چه ، هركه چشم و گوش و زبان را از ديدن فضايح و شنيدن قبايح و گفتن شنايع ، صيانت نمايد ، يقين كه از دست و پاى او خلافِ شرع ،
[١] . سوره حشر ، آيه ٩ .[٢] . ف: ـ كه .[٣] . در مآخذ حديثى نيافتيم .[٤] . سوره بقره ، آيه ١٩٥ .[٥] . ف: سيم .[٦] . ف: بنده .[٧] . كنزالعمال ، ج ٨ ، ص ٥٠٠ .[٨] . ف: ـ و .[٩] . ف: مانع .