هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٦٦
مبيّن همين مقصود است ؛ چه حضرت بارى ـ عزّ اسمه ـ اين همه نعمت هاى ظاهرى و باطنى از جسم و جان و اغذيه و اشربه و اَمكَنه و البسه و علم و نطق و ادراك و احساسات و امثال آن كه به بندگان عنايت فرموده ، براى آن است كه در اين مزرعه فانيه ، [١] زرع بذور سعادت ابدى و غَرسِ نهال دولت سرمدى كنند و با اين امتعه وى ، [٢] روى به بازار آخرت آورند و به فوايد جليله و اُجور جميله ، مستفيد و مأجور گردند .
نظم
هزاران قرن مى بايد كه اين دولت به چنگ آيداگر اين بار بگذارى ، دگر باره كجا يابى؟ نقل است كه چون حكايت خصم و نَعجه واقع شد ، حضرت داوود عليه السلام گريه بسيار كردى ، چنانچه از خورد و خواب ، بازماندى و يك زمان ، نياسودى . حضرت اللّه تعالى ، وحى فرمود كه: «اى داوود! اگر گريه و جَزَع تو از خوف آتش دوزخ است ، ما تو را امن گردانيديم ، و اگر جهتِ [٣] طمع بهشت است ، به تو ارزانى داشتيم ، و اگر از حديث خصم است ، ما [٤] از تو راضى گشتيم و بر تو ببخشوديم» . داوود عليه السلام در گريه بيفزود و گفت الهى! گريه من بر فوات دولتِ اين وقت و سعادتِ [٥] اين ساعت است . الهى! رد كنى بر من آن سعاداتى را كه به تقصيرات ، از من فوت گشته است؟ حضرت اللّه تعالى وحى فرمود كه: «اى داوود! هيهات! هيهات كه آن دولت بازگردد و آن سعادت معاودت نمايد!» . و نيز در كلام الهى ـ عزّ و علا ـ وارد است كه: «تزوّدوا فإنّ خير الزّاد التّقوى » ؛ [٦] يعنى طلب توشه راه آخرت نماييد و بهترين توشه ، تقواست و تقوا در كلام مجيد ، به چند معنى آمده است و مرجع جمله ، به اجتناب از حرام اللّه [٧] است كه از طلب ما لا يعنيه ، مراد آن بوَد و به ارتكاب فرايض اللّه و تحصيل معرفت اللّه كه از طلب ما لا
[١] . ف: ـ فانيه .[٢] . ف: ـ وى .[٣] . ف: از جهت .[٤] . ف: ـ ما .[٥] . ف: ـ سعادت .[٦] . سوره بقره ، آيه ١٩٧ .[٧] . ف: حرم اللّه .