هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٥٠٦
كند و از قال حال عصات چون فرعون و شدّاد و هامان و عاد باخبر گردد و بر عذاب و غضب خداوند ، اطّلاع يابد و سهم خوف بر قرطئه قلب او كارگر افتد ، يقين كه خلاف رضاى خداوند نجويد و جز راه محبّت و صواب نپويد و از اين جاست كه بعضى اكابر گفته اند كه [١] : عقل ، نورى است در قلب كه بدان فرق توان كرد ميان حق و باطل و بعضى ديگر گفته اند كه: اسم اوّل عقل [٢] ترك دنياست و عاقل ، تارك آن و مرجع جمله يكى است كه آن اطاعت امر حقّ است . پس از روى حقيقت ، عاقل آن است كه در طاعت و عبادت ، ثابت و از معصيت ، مجتنب باشد و جاهل عكس اين .
نظم
ولن [٣] ينزع النفس اللّجوج [٤] عن الهوى من النّاس إلاّ وافر العقل كامله نقل است كه جبرئيل [٥] به حضرت آدم عليهماالسلام [٦] سه تحفه آورد ؛ يكى عقل ، دوم [٧] حيا ، سيوم [٨] دين و گفت: يا آدم! از اينها يكى را كه خواهى اختيار كن . آدم عليه السلام عقل را اختيار كرد . جبرئيل عليه السلامگفت: اى حيا و دين! شما بازگرديد . ايشان گفتند كه : اى جبرئيل! ما از حضرت عزّت ، چنان مأمور گشته ايم كه هرجا عقل باشد ما با او باشيم و از او جدا نشويم .
نظم
هر كه را يك ذرّه ادراك است جفتاز عبادت بس نگردد شب نخفت و ديگرى از آن [٩] اعمال كه موجب فلاح است ، آن است كه بنده خرقه نفس خارق را به خيط نصيحت و مخيط موعظت بدوزد و از اغواى نفس مكّاره كه «إنّ النّفس لأمّارة بالسّوء » [١٠] برحذر باشد و جند [١١] هواى هاتك استار را به صولت تزكيه و قوّه
[١] . ف: گفته اند بعضى اكابر كه .[٢] . ف: ـ عقل .[٣] . ف: كن .[٤] . ف: الجوع .[٥] . ف: + عليه السلام .[٦] . ف : عليه السلام .[٧] . ف: دويم[٨] . ف: سيم .[٩] . ف: ـ آن[١٠] . سوره يوسف ، آيه ٥٣ .[١١] . ف: چند .