هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٦٧

يعنيه ، مُراد آن بوَد . اى سعادتمند! نزد اهل بصيرت واضح است كه حضرت اللّه تعالى ، خلقِ عباد به جهت كسب معرفت فرمود ، چنانچه حديث قدسى: «فخلقت الخلق لِأُعرَف» ، [١] بدان ناطق است و اين دولت ، جز به متابعت و مطاوعت اوامر الهى كه اسلام به حقيقتْ آن است ، ميسّر نگردد [٢] و حُسن اين اسلام ، ترك [٣] مالايعنيات است كه نزد اهل حق ، جز مطالب دنيويه نبود .

نظم

دو گيتى را نجويد هر كه مرد استيكى را جويد او كاين هر دو كرده است تو تا آويزشى دارى به مويىنيابى بوى او از هيچ سويى يقين مى دان كه هرچ [٤] آسايش است آنهمه جان تو را آلايش است آن نقل است كه وزير معتصم ، از اموال حلال ، قدرى [٥] نزد شيخ ابوالحسين نورى ـ قدّس سره ـ فرستاد تا بر اصحاب خويش تقسيم فرمايد . [٦] حضرت شيخ ، آن اموال را در خانه نهاد و به فقرا و اصحاب خويش ، امر فرمود كه: درآييد ، [٧] و هر كس به قدر حاجت ، نصيبى اخذ كنيد . [٨] اصحاب درمى آمدند و بعضى دانكى برمى داشت و بعضى درهمى و بعضى دينارى و بيشتر چون فارغ شدند ، شيخ فرمود كه قرب و بُعد شما از حق ، به مقدار تصرّف شماست از مال دنيا .

نظم

{ گر نسيم وادى اسرار خواهى ، تن گدازور تجلّى جمال يار خواهى ، جان بباز }


[١] . جامع الأسرار ، ص ١٠٢ ، ١٤٤ ، ١٥٩ ، ١٦٢، ١٦٤ و ٦٠١ .[٢] . ف: برگردد .[٣] . ف: ـ ترك .[٤] . ف: هرچه .[٥] . ف: ـ قدرى .[٦] . ف: + و .[٧] . ف: درآيند .[٨] . ف: كنند .