هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٩١
و چون به عالم قوّت [١] رجوع كنند ، به قوّت [٢] نفس منوّره به نور ربّانى ، آن چيز را از قوّت [٣] به فعل آورند ، چنانچه از حقيقت اين سرّ خبر مى دهد كلمه شريفه: «واللّه ِ ما قلعتُ باب خيبر بقوّةٍ جسمانيةٍ ، بل قلعتها بقوّةٍ روحانيّةٍ ، و نفس بنور ربّها مضيئة» ، [٤] و چون خواهند كه بر سرائر و ضماير ، اطّلاع يابند ، جمله را در آن عالم معلوم فرمايند و خبر دهند از حالاتى كه بعد از ازمنه ، ظاهر خواهد شد و به واسطه اطّلاع بر اسماى ملائكه كه هر يك موكّل امرى و حافظ و مربّى قوّتى اند ، [٥] از بدن انسانى چون در قوّتى [٦] از قوا ، قصورى و فتورى دريابند ، بدان مَلَك توسّل جويند و تحريك آن قوّت [٧] نمايند ، چنانچه از اولياى عِظام ـ قدّس اللّه أسرارهم ـ ، بر اداى عمى [٨] و صُمَم و شَلَل و امثال آنها منقول است و صحّت صورى و معنوى ايشان ، در اين ضمن ، منتظَم ماند و بعضى را كه اين ملكات تسخيرات ، قوى تر است ، بعد الموت نيز قبور ايشان را اين خواص مى باشد و بعضى را چون بر اسما اللّه و اسم اعظم اطّلاع اوفتد ، برحسب: «وللّه الأسماء الحُسنى فادعوه بها » ، [٩] جميع ملك و ملكوت را مسخّر خويش سازند .
نظم
اين طايفه اند اهل تحقيقباقى همه خويشتن پرستند و شرح اين مسائل ، چون نه از آن قبيل است كه طوامير از عهده آن بيرون تواند آمدن [١٠] و غوامض دقايق اين معانى ، نه چنان است كه هر كسى تاب ادراك آن تواند آوردن و عرايس اَبكار و مخدّرات اين اسرار ، نه [١١] به طريقى مستورند كه نزد هر كس ، مكشوف تواند شدن ، عنان قلم از صوب بيان آن باز كشيدن ، لازم نمود .
[١] . ف: قوه .[٢] . ف: قوه .[٣] . ف: قوه .[٤] . أمالي الصدوق ، ص ٦٠٤ ؛ الخرائج و الجرائح ، ج ٢ ، ص ٥٤٢ .: «واللّه ما قلعت باب خيبر بقوة جسدانية ، ولابحركة غذائية ، لكنّي اُيدتُ بقوة ملكية ، و نفس بنور ربّها مضيئة» .[٥] . ف: و به واسطه اطلاع بر اسماى ملائكه ، موكل امرى و حافظ امرى و مربى قوّه اى اند .[٦] . ف: قوه .[٧] . ف: قوه .[٨] . ف: بر اداعى .[٩] . سوره اعراف ، آيه ١٨٠ .[١٠] . ف: تواند بيرون آمدن .[١١] ف: ـ نه.