هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٤٩
خلق ناپسنديده حاصل شود و از اين جاست كه گفته اند:
نظم
توسط إذا ما شئت أمرا فإنّهكلا طرفي قصد الاُمور ذميم و ما طرفين اجناس اربعه را بيان كنيم تا هم مقياسى بوَد در استعلام اطراف انواع و نيز از اطناب مملّ [١] محفوظ مانَد . امّا عفّت را طرف افراطش «شَره» بوَد و آن ، ولوع بوَد بر لذّات زيادت از مقدارِ واجب ، و طرف تفريطش خُمود [٢] بوَد و آن ، سكون است از حركت در طلب لذّات ضرورى كه شرع و عقل در اقدام بر آن ، رخصت داده باشد ، از روى ايثار ، نه از راه نقصان خلقت . و امّا شجاعت را طرفِ افراطش تهوّر [٣] بوَد [٤] و آن ، اقدام بوَد بر آنچه اقدام كردن بر آن ، جميل نبوَد و طرف تفريطش جُبْن بوَد و آن ، حذر كردن بود از چيزى كه حذر از آن ، محمود نبوَد . اما حكمت را طرف افراطش سَفَه بوَد و آن ، استعمال قوّت [٥] فكرى بوَد در آنچه واجب نبوَد يا زيادت [٦] بر مقدارِ واجب و بعضى آن را «گربزى» [٧] خوانند و طرف تفريطش بُله بوَد و آن ، تعطيل اين قوّت [٨] بود از روى ارادت ، نه از خلقت . امّا عدالت را طرفِ افراطش ظلم بوَد و آن ، تحصيل وجوه معانى اش [٩] بوَد از وجوه ذميمه و طرف تفريطش انظلام بوَد و آن ، تمكين دادن طالب اسباب معاش بوَد از غصب [١٠] و نهب و انقياد نمودن در فرا گرفتن آن ، بى استحقاق ؛ بلكه به طريق مذلّت و سبب آن كه وجوه توصّل به اموال و اقوات و غير آن ، بسيار است .
[١] ف: اطراف محل.[٢] . ف: خود .[٣] . در «م» ناخوانا ، ف : ظهور .[٤] . م: ـ بود .[٥] . ف: قوه .[٦] ف: زياده.[٧] . ف: كزبزى .[٨] . ف: قوه .[٩] . ف: معاش .[١٠] . ف : غضب .