هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٥٠١

حركت قهرى و تسلّطى و قسرى بوَدو [١] و موجب ضعف و اطفاى او مى گردد ، چنانچه از اكلاس [٢] مشاهد است و مع ذلك ، چون خواص اشيا را [٣] استقصا نمى توان نمودن ، يُمكن كه بدانچه تقويت مى كنند ، كيفيّتى ناملايم به تدريج بخشد و اطّلاع بر آن ، صَعب بوَد . پس اولى و اَنسَب آن است كه تحريك آن حرارت به توجّهات و تصوّرات و ارتسام مثال ها و خواطر مناسبت [٤] كنند ؛ چه ما مى يابيم كه در حين فَرَح و غضب و توجّه به [٥] دانستن مشكلات و امثال آن ، حرارتى به ظاهر ميل مى كند [٦] و در خوف و حزن ، حرارتى به درون ميل مى نمايد [٧] و باز در نظر كردن بر سرخى ها ، خون را تحريك مى كند و بر سياهى ها ، سودا را مى جنبانَد و اشباهِ اين حالات ، ما را حاصل است و حاجت به محرّكى از خارج نداريم و چون از بَدَل ما يتحلّل گزير نيست ، غذايى نيك به قدر ضرورت به كار دارند و به عادت ، آن را كم سازند تا طبع ، عادت كند به حفظ قوا ، بى مددى از خارج ، تا لازم گردد صحّت و از تحليلات در اين اوقات ، حذر كنند تا زياده [٨] به بذل ، [٩] محتاج نباشند و ساير آدابى كه در صدر اين مسائل مذكور شد ، مرعى دارند تا به مقصود رسند و اين طايفه ، اگرچه از [١٠] عالم معنى و اسرار آن خبرى ندارند ؛ امّا چون رياضت را خواصّ بى حدّ است ، بعضى از اينها را در توجّهات ، ناگاه بر خواصّ تراكيب حروف و كلمات ، اطّلاع مى اوفتد و بدان ، سِحرها و نيرنج ها مى كنند و بعضى را ناگاه بر اسمى وقوف حاصل مى شود كه بدان ، ممارست جنّ و شياطين را مسخّر خويش مى سازند و اين ، خود از مشهورات است .

نظم

{ تدابير حكمت بلا منتهاستوليكن طلبكار حكمت كجاست؟ }


[١] . ف: ـ و .[٢] . ف: + است .[٣] . ف: ـ را .[٤] . ف: مناسبه .[٥] . ف: ـ به .[٦] . ف: ميل به ظاهر مى كند .[٧] . ف: ميل به درون مى نمايد .[٨] . ف: زياد .[٩] . ف: بدل .[١٠] . ف: در .