هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٨٣

الحديث العاشر

.قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله [١] : قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله [٢] : «نعمتان مغبون فيهما كثيرٌ من النّاس: الصحّة والفراغ» . [٣]

صَدرِ صِفّه صفا ، [٤] بدرِ خطّه وفا ، قُدوه اهل دانش ، قبله اهل بينش ـ عليه الصّلاه والسّلام ـ مى فرمايد كه: دو نعمت خطير است كه حضرت اللّه تعالى به بندگان عنايت فرموده [٥] و اكثر ، قدر آن نمى شناسند و به ضايع ، صرف مى كنند و خسران آن بر خود لازم مى دارند . [٦] يكى نعمت تن درستى است كه قيام به امور دنيوى و اخروى ، بدو ميسّر است ، و ديگرى نعمت امن و فراغت خاطر است كه صحّت تمامى اعمال اخروى ، [٧] موقوف است بر آنچه مادام كه خاطرْ مشوّش و پريشان بود ، هيچ عملى از عامل آن ، مقبول و منظور آن حضرت نگردد كه [٨] : «إنّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و أعمالكم ، و لكن ينظر إلى قلوبكم و نيّاتكم» . [٩] اى سعادتمند! مقصود از آفرينش عالم ، وجود بنى آدم است و مطلوب از وجود بنى آدم ، معرفت و محبّت حق است ـ تقدّس و تعظّم ـ كه دولت ابدى بدان منوط و سعادت سرمدى بدان مربوط است و اعظم اسباب اكتساب معرفت و محبّت ، نقد حيات و سرمايه اوقات و ساعات است كه چون طالب عاشق و سالك صادق ، آن را به مواظبت بر وظايف طاعات و مداومت بر مراسم عبادات صرف نمايد ، سوابق عنايت به استقبال او آيد و سُبُل هدايت بر روى او بگشايد ، دل او مهبطِ انوار معرفت شود و جان او مخزن اسرار محبّت گردد و خلعت هاى دولت ابدى در وى پوشانند و نثارهاى سعادت سرمدى [١٠] بر او افشانند . خاتمه احوال او از غرامت و خسارت ، مصون مانَد و عاقبت اعمال و افعال وى از حسرت و ندامت ، مأمون گردد و اگر عياذا باللّه ، ناگاه ابلهى كه ديده بصيرتش به كُحلِ هدايت مكحّل نشده باشد و ظلمت


[١] . م: صلى اللّه عليه وسلم .[٢] . الخصال ، ج ١ ، ص ٣٤ ؛ الدعوات ، ص ١١٣ .[٣] . ف: + و .[٤] . ف: فرمود .[٥] . ف: دارند .[٦] . ف: كه تمامى اعمال اخروى ، صحّتش .[٧] . ف: ـ كه .[٨] . صحيح مسلم ، ج ٨ ، ص ١١ ؛ فتح الباري ، ج ٧ ، ص ١٦٦ .[٩] . ف: سرمدى سعادت .