هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٧٦

عوض آن [١] بدو عنايت فرمايد و يا نموّ است به حسب حال كه آن ، بركتى است كه حضرت اللّه تعالى در مال مُنفق خلق مى كند كه: «إذا أملقتم فتاجروا إلى اللّه بالصّدقة» [٢] و نيز صفتى در منفق پديد مى آيد ، از صفات حميده كه سخاست . اكنون بايد كه بنده موسر [٣] اداى آن در وقت ، بر خود لازم دارد [٤] و امتثال فرمانى را كه موجب ربح دو جهانى است كه: «خلقكم لتربحوا عليّ لا لأربح عليكم» [٥] نصب العين گردانَد و يقين داند كه هرچه در دار دنياست ، جمله بر ممرّ سيل فناست و هرچه امروز در راه حق [٦] صرف كرد ، آن ذخيره سعادتى شد به جهت او در دارالقرار كه مقام اصلى و مقرّ حقيقى است و از خطر حوادث و زوال و تحوّل و انتقال ، ايمن گشت . پس استبدال [٧] حطام فانيه را به نعيم باقى عنايت توفيق و نهايت تحقيق شناسد كه [٨] «ما عندكم ينفد و ما عند اللّه باقٍ » . [٩]

نظم

فى المثل گر صد جهان است ، آنِ توآنچه بفرستى تو ، آن است آنِ تو گر در اين ره ، بنده ، گر آزاده اىمى نبينى آنچه نفرستاده اى چون تو در دنيا نگردى كار سازدر قيامت كِى شوى از اهل راز و بايد كه زكات را باذل [١٠] به نوعى به مستحق رسانَد كه از شايبه ريا مبرّا بوَد تا به محلّ قبول ، وصول يابد .

نظم

{ صدقه اى كالوده گردد با رياكى بود آن خير ، مقبول خدا؟ } { گر عمل خالص نباشد همچون زَرقلب ناقد را نيارد در نظر } و از منّت نهادن و ايذاء ، محترز باشد تا عبث و ضايع نماند كه: «لا تبطلوا صدقاتكم


[١] . ف: ـ آن .[٢] . نهج البلاغه ، حكمت ٢٥٨ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ١٣٥ .[٣] . ف: مؤمن سر .[٤] . ف: ـ دارد .[٥] . در مآخذ حديثى نيافتيم .[٦] . ف: خدا .[٧] . ف: استدلال .[٨] . ف: ـ كه .[٩] . سوره نحل ، آيه ٩٦ .[١٠] . ف: بذل .