هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٧٣
خالق تو به تو شده ناظرتو به دل ناشده بَرش حاضر و هم مؤيّد اين معنى است كلام نبوى عليه السلام [١] كه [٢] : «الصّلاة نور قلب المؤمن» ؛ [٣] يعنى نماز ، مشعل انوار هدايت و مصباح آثار عنايت است كه در دل مؤمن پاكِ من [٤] افروزند [٥] تا به واسطه اشعّه صفاى آن ، مطالعه اسرار ملكوتى و مشاهده انوار جبروتى تواند نمود . پس در چنين وقتى ، غفلت ورزيدن ، بى شك ، مفوّت [٦] اين نعمت خطير و معقّب اين دولت بى نظير بوَد .
نظم منه [٧]
اى دل ! اگر تو را طلب زندگى بوَدغافل مشو كه فيض خدا دَم به دَم رسد خواهى كه از سعادت عُقبا برى نصيبآماده شو كه فضل ز خوان كَرَم رسد و ببايد دانست كه نماز بنايى است كه خشت هاى اين بنا از قيام و قعود و ركوع و سجود ، و ملاط او از تكبير و قرائت و تحميد و تهليل و تشهّد و صلوات است و هرچند اين بنا محكم تر و بر اصل تر ، بهتر و همچنانچه [٨] قصور و ابنيه بهشت را كه خشت هاى آن از ذَهَب و فضّه ، [٩] و مَلاط آن از مُشك است ، بجز حق ، كسى را در آن مدخلى نيست ، نماز كه سبب استحقاق آن ابنيه است ، اُولى آن كه در وقت اداى آن ، بجز حق ، چيزى را در دل راه ندهند .
نظم
درونِ دل ندهند اهل دل [١٠] خِرَد را راهكه دزد را نتوان بُرد در خزانه شاه و نماز را اهل معنى تشبيه كرده اند به انسان ، و هر يك از اركان نماز را عضوى داشته اند از اعضاى او ، چنانچه بعضى را اعضاى رئيسه داشته اند كه به عدم آن ، انسان
[١] . ف: عليه الصلاة والسّلام .[٢] . ف: ـ كه .[٣] . در مأخذ حديثى نيافتيم .[٤] . ف: ـ من .[٥] . ف: مى افروزند .[٦] ف: منعوت.[٧] . ف: ـ منه .[٨] . ف: همچنان كه .[٩] . ف: + است .[١٠] . ف: ـ دل .