هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٧١

اللّه ، پناه جويد و از سرِ صدق و حضور ، صب اقداح راح توحيد و تمجيد در وعاء قلب ، متعاقب و متوالى دارد . پس بر خوان لسان عرضه دهد تا به بركات آن ، از خوف خسران امان يافته ، [١] به نعيم جنان فايز گردد و [٢] يقين داند كه تا [٣] يك ذرّه دل به دنس غفلت و ظلمت معصيت آلوده باشد ، قابل فيوض [٤] ربّانى و منظور نظر رحمانى نگردد .

نظم

تو تا آلايشى دارى به مويىنيابى از سعادت هيچ بويى در خبر است كه حضرت حق ـ عزّ شأنه ـ وحى فرمود به موسى عليه السلام كه: «بگو با عُصات امّت خود كه جناب عزّ ما را ياد نكنند كه ما بر حضرت خود ، لازم گردانيده ايم كه هر كه ما را ياد كند ، ما او را ياد كنيم و چون يادِ ما كند ، به غفلت ، ما او را ياد كنيم به لعنت» ؛ امّا نماز كه معراج مؤمنان است ، موقوف است بر طهارت و سِتر عورت و استقبال قبله و نيّت . امّا در طهارت ، بايد كه چهار مرتبه رعايت كند: اوّل ، طهارت تن و جامه و مكان [٥] از فَضلات و اَحداث كه طهارت عامّه خلق است . دوم ، طهارت جوارح و اعضا از اَدناسِ جرايم و معاصى كه طهارتِ ابرار است . سيوم ، [٦] طهارت نفس [٧] از كدورات صفات ذميمه كه طهارت سالكان است . چهارم ، طهارت دل از غير حق كه طهارتِ صدّيقان است .

نظم

تا كه باشد ياد غيرى در حسابذكر مولا باشد از تو در حجا ب و در سِتر عورت ، بايد كه دو مرتبه رعايت كند: يكى [٨] پوشيدن فضايح عورات ظاهر بدن كه منظور خلق [٩] است به البسه طاهره ، چنانچه دأب است ؛ دوم سِتر قبايح


[١] . ف: + و .[٢] . ف: + به .[٣] . ف: با .[٤] . ف: فيض .[٥] . ف: + سجده .[٦] . ف: سيم .[٧] . ف: + است .[٨] . ف: اوّل .[٩] . ف: حق .