هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٥٣
گويند [١] او [٢] حكيمى بود از حُكَماى زمان .
نظم
اى دل ، همه دَم به خلق ، خوش خو مى باشبگذار دويى ، يك دل و يك رو مى باش تركيب تو هر جزو ز جزوى دِگَر استچون از همه اى ، با همه نيكو مى باش [٣] اى سعادتمند! صحّت روح به حُسن خُلق است كه آن ، مايه فتوح و سايه فيض حضرت سبّوح است و كمال اين صحّت ، حدّ اعتدال است و چون از آن درگذشت ، به مرض تمايل به احد [٤] الجانبين كه افراط و تفريط است ، مبتلا گشت و خَلق در اين مرض ، سه قسم اند: يكى [٥] قسم ، آنهايند كه غَلَيان [٦] مواد فاسدش رذايل [٧] و طغيان [٨] اخلاط سيّئه خصايل ، [٩] غشيان غفلت و غثيان جهالت را به نوعى بر ايشان مستولى ساخته كه از شعور بر قصور مزاج و عبور بر طريق علاج ، بى نصيب شده اند و از شراب شوق ادراك معانى و غذاى ذوق وصول به مراتب انسانى ، بازمانده و به سِتر هلاك استعدام [١٠] معرفت افتاده و سرّ «بلى من كسب سيّئةً و أحاطت به خطيئته ، فاُولئك أصحاب النّار هم فيها خالدون » [١١] از گريبان احوال ايشان ، سر برآورده . قسم دوم ، آنهايند كه قوّه استشعار بر سوى مزاج و استفسار بر طريق علاجِ در بَواطن ايشان پديد آمده و از استيلاى چند [١٢] مرض بر ملك ملكِ روح محفوظ و از تشرّب اَشربه و تناول اغذيه آن ، [١٣] فى الجمله [١٤] محظوظ باشند ، امّا غيوم هواى
[١] . ف: + كه .[٢] . ف: فخّار .[٣] . ف: ـ نظم ... با همه نيكو مى باش .[٤] . ف: اخذ .[٥] . ف: يك .[٦] . م: فليان .[٧] . م: رذيل .[٨] . م: طعيان .[٩] . ف: ـ خصايل .[١٠] . ف: استعلام .[١١] . سوره بقره ، آيه ٨١ .[١٢] . ف: چندين .[١٣] . ف: ـ آن .[١٤] ف: ـ فى الجمله.