هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٤٦
به ثبات خويش تا [١] در حالت خوف ، [٢] جَزَع بدو راه نيابد و حركات نامنتظم از او صادر نشود . سيوم [٣] بلندى همّت و آن ، عبارت است از آن كه نفس را سعادت و شقاوت اين جهانى معتبر نبوَد و بدان استبشار و ضجرت ننمايد تا به حدّى كه از هول مرگ نيز باك نداشته بوَد . چهارم ثبات و آن ، عبارت است از آن كه نفس را قوّت مقاومت [٤] آلام و شدايد ، مستقر شده باشد تا [٥] از عارض شدن امثال آن شكسته نشود . پنجم حِلم و آن ، عبارت است از آن كه نفس را طمئنينه اى حاصل شود كه غضب ، زود تحريك او را نتواند كرد و اگر مكروهى بدو رسد ، در شغب [٦] نيايد . [٧] ششم سكون و آن ، عبارت است از آن كه در خصومات يا در چيزهايى كه جهت محافظت حرمت [٨] تأدّب از شريعت لازم شود ، [٩] سبكسارى ننمايد و اين را عدم طيش نيز گويند . هفتم شهامت و آن ، عبارت بوَد از حريص گشتن نفس بر اقتناى امور عظام ، جهت توقّع ذكر جميل . هشتم تحمّل و آن ، عبارت است از آن كه نفْس ، آلات بدنى را فرسوده گردانَد [١٠] در استعمال از جهت اكتساب امور پسنديده . نهم تواضع و آن ، عبارت است از آن كه خود را مزيّتى [١١] نشُمَرد بر كسانى كه در جاه از او نازل تر باشند . دهم حميّت و آن ، عبارت است از آن كه در محافظت ملّت يا [١٢] حرمت از چيزهايى كه حفظ از آن واجب نمايد ، تهاون [١٣] ننمايد يازدهم رقّت و آن ، عبارت است از آن كه نفْس از مشاهده تألّم ابناى جنس ، متأثّر شود ، بى اضطرابى [١٤] كه در افعال او [١٥] حادث گردد . و در تحت جنس حكمت ، هفت نوع است: يكى [١٦] ذكاء و آن ، عبارت است از آن كه از كثرت مزاولت مقدّمات منتجه ، [١٧] سرعت انتاج قضايا و سهولت استخراج نتايج
[١] . م: يا .[٢] . ف: + و .[٣] . ف: سيم .[٤] . ف: + و .[٥] م: يا.[٦] . ف: شعب .[٧] . ف: نماند .[٨] . ف: ـ ـ حرمت .[٩] . ف: + و .[١٠] . ف: + و .[١١] . ف: مرتبتى .[١٢] . ف: با .[١٣] . ف: نهادن .[١٤] . ف: بى اضطرارى .[١٥] . ف: + ظاهر گردد و .[١٦] . ف: اوّل .[١٧] . ف: نتيجه .