هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٣٣
و نور ايمان ، ثمره تجلّى افعالى و نور احسان ، ثمره تجلّى صفاتى و نور ايقان ، ثمره تجلّى ذاتى .
نظم
اهل معنى ، واقف اين اند و بسغير ايشان ، در نيابد [١] هيچ كس گفته اند: «من لم يذق لم يدر» زانتا نيفتد در غلط ، مرد از گمان هركه خواهد كو بفهمد اين سخندست گو در دامن اين قوم زن امّا [٢] نفع رسانيدن ، به دو نوع بوَد: قولى و فعلى ، و اگرچه نزد بعضى فعل كه اعمّ است در ضمن اخص كه قول است ، متحقّق مى گردد ؛ و ليكن به حَسَب عرف ، تمييزى مى بود ميان اين دو و ما به طريقى تعبير كنيم كه هر دو وجه ، ملحوظ تواند بود «واللّه الموفّق الملهم للصّواب» . امّا قولى چنان كه به سياط مواعظ و نصايح مراكب ضماير و افهام مغفله ايشان را رام گردانَد تا از حمل ادراك حقايق و قبول اوامر حضرت خالق ، اِبا نكنند و به صياقل ارشادات و هدايات ، زنگ ظلمات از مراياى قلوب ايشان بزُدايد تا بواطن ايشان ، قابل عكوس انوار فيض ربّانى و مطلع شموس الهامات سبحانى گردد و به صوارم [٣] تعليمات ، آداب شريعت و طريقت قطع فروع و اصول اهواء و بدع از اراضى نفوس ايشان بكند تا سباحت [٤] بحر عبادت ، به ارادت توانند كرد و در مصايب [٥] و مكارهى [٦] كه بديشان رسد ، به مياه [٧] نصيحت دنس حزن و ملامت از صفايح خواطر ايشان بشويد تا از سمت اعتدال ، انحراف نجويند و به ذكر مواعيد و وعيد ، ايشان را راجى و خايف گردانَد تا بر ارتكاب معاصى ، جرئت نتوانند نمود و خير مسلمين در هر مقامى كه مظنّه حصول فايده جهت ايشان بوَد ، بگويد و امثال اينها ، و حضرت نبوى عليه السلام [٨]
[١] . م: نيايد .[٢] . ف: ـ امّا .[٣] . م : طورم .[٤] . ف: سياحت .[٥] . ف: مكايب .[٦] . ف: مكارى .[٧] . ف: مياو .[٨] . ف : عليه الصلاة والسلام .