هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٣٢

سبب نور ايمان ، نجات يابد ، چنانچه حديث نبوى بدين ناطق است و هركه تصديق به جنان و اقرار به لسان و عمل به اركان دارد و در عمل ، متابعت سنن نمى كند ، مبتدع است و «أهل البدع كلاب أهل النّار» . [١] بدان ـ اى صديق ـ كه ميان علما [٢] در تحقيق ايمان و اسلام و فرق ميان ايشان ، [٣] اختلافِ بسيار است ، چنانچه بعضى ايمان را عين اسلام دارند [٤] و جمعى ، اسلام را اعم دارند [٥] و بعضى ، ايمان را ترجيح نهند بر اسلام ، و جمعى برعكس ، و بعضى ميان «ايمانٌ به» و «ايمانٌ له» فرق بيان كنند و جمعى ايمان و اسلام را اصلِ واحد دارند [٦] و اركان را فروع و هريكى ، آيتى به [٧] استشهاد آورند و حديثى مؤيّد قول خود ، ايراد كنند ؛ ليكن ارباب بصيرت و زائران كعبه حقيقت ، بدين عبارات مختلفه ، التفات ننمايند و اين ترديدات را در نظر نياورند ؛ زيرا چه به نور يقين دانسته اند كه چون حاجيان ، مشيّت لمعه نور نار مباركه توحيد ، از قَداحه هدايت در مِجمر دل مخصوصان عنايت ازلى زنند ، عبير امانت «إنّا عرضنا الأمانة » [٨] كه از اسرار خطاب «أ لستُ بربّكم » [٩] در سويداى مجمرِ دل ، مودِع است ، به ظهور [١٠] به لَهَب نار توحيد ، فراسوختن آيد و نسيم روايح آن عبير ، از رهگذر حواس باطن ، به مشام سرّ جوارح و اعضا رسد و جميع شهر بدن به تعشّق عطر اسرار و معارف ، معطّر شوند و جمله رعاياى ظاهر و باطن شهر وجود ، متأثّر گردند و از تيه بُعد و وادى غفلت ، روى به بساط قرب و طاعت آورند . نام اين طاعت كه بر رعاياى جوارح روانه شد ، اسلام آمد و حقيقت آن نار مباركه كه در مجمرِ دل ، افروخته گشت ، ايمان و مطالعه طلعت جمال آن نور نار عنايت و متأثّر گشتن به بوى عبير امانت احسان و تحقيق سر حكمت ظهور نور توحيد و رايحه عبير [١١] امانت ايقان . پس نور اسلام ، ثمره تجلّى آثارى آمد


[١] . كنزالعمال ، ج ١ ، ص ٢٢٣ .[٢] . ف: ـ علما .[٣] . ف: + ميان علما .[٤] . ف: دانند .[٥] . ف: دانند .[٦] . ف: دانند .[٧] . ف: ـ به .[٨] . سوره احزاب ، آيه ٧٢ .[٩] . سوره اعراف ، آيه ١٧٢ .[١٠] . ف: ـ به ظهور .[١١] . ف: عنبر .