هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٣٠
عظيم و موهبتى جسيم از حضرت مَلِك عليم و خداوند كريم ـ جلّ شأنه و عَظُم سلطانه ـ كه به بندگان خود ، عنايت فرموده تا بدين ، به تدريج كمالات كنند و به معونت اين ، به سلاليم طاعات و معاريج عبادات ، ارتقا جويند و بر اوج مقامات عاليه ، عروج نمايند و به مقصد اقصا و مطلب اعلا ، ترقّى فرمايند .
نظم
هست ايمان ، رحمت پروردگارمنتج قرب جوار كردگار هست ايمان ، نور حّى لايزالنور ذات پاك ربّ [١] ذوالجلال نقد ايمان ، نور حىّ مُبدع استدر دل هر مؤمنى ، آن مودع است هر كه دارد اين وديعت را نگاهگردد [٢] او منظور اَنظار [٣] اِله و آن كه هست او [٤] زين وديعت ، بى نصيباز خدا دور است و با شيطان ، قري ب و بدان كه اجر مؤمنان عنداللّه ، بسيار است و در كلام الهى و حديث حضرت رسالت پناهى ، جزاى ايشان ، مواعيد حسنه بى شمار است كه ادناى آن ، سررالسرور [٥] و مصاحبة الحور است [٦] در دارالقرار و اعلاى آن ، فوز است به لقاى مَلِك جبّار . پس از [٧] اين جا محقّق گردد كه ايمان ، افضلِ خصال است و شرك كه مفوت اين سعادت و محبط اين دولت است ، اخبث خلال است ، چنان كه كلام مَلِك علاّم ، از آن [٨] خبر
[١] . ف: پاك پاك .[٢] . ف: گرد .[٣] . ف: درگاه .[٤] . ف: و آن كه باشد .[٥] . ف: سرير السرور .[٦] . ف: بود .[٧] . ف: ـ از .[٨] . ف: آن را .