هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٢٧
خلق جمله موجودات ، ظهور و اِظهار اين اصل است كه [١] «فخلقت الخلق لاُعرف» . [٢] و بدان اى سعادتمند كه اين معرفت را نهايت نيست و [٣] راه متعطّشان اين باديه را غايت ، نه ، [٤] و آنچه جميع اِنس و جن و مَلَك از حقايق اين اصل ، فهم كرده و دانسته و در عبارت آورده اند ، نسبت جمله با عظمت و جلالت معرفت آن حضرت ، نسبت قطره اى است با [٥] بحر بى كران و ذرّه اى با خورشيد تابان «وما قدروا اللّه حقّ قدره » [٦] و «لا يحيطون به علما » . [٧] پايه رفعت ادراكش از منازله حواس و مجادله قياس ، متعالى است و ساحت عزّت معرفتش از تردّد اَفهام و تعرّض اوهام ، خالى . نهايات عقول را در بدايات معرفت او جز تحيّر و تلاشى دليلى نه ، و بصيرت صاحب نظران را در اشعه انوار عظمت او ، جز تعامى و تعاشى ، سبيلى نه .
نظم
عقل و جان را گِرد ذاتت راه نيستوز صفاتت هيچ كس آگاه نيست ليكن آن مقدار كه خلق را به جهت صحّت ايمان از دانستن آن چاره نيست ، آن است كه آفريدگار عالم تنزّه و تكرّم ، حيّى است كه حيات جميع كائنات ، رَشحه اى از فيض رحمت اوست كه «هو الحيّ لا إله إلاّ هو » ؛ [٨] عالمى است كه جمله معلومات ، نقطه اى از دايره علم اوست [٩] كه: «و هو بكلّ شيء عليم » ؛ [١٠] مريدى است [١١] كه مجموع مرادات ، رقمى از كتاب مشيّت اوست كه «يفعل اللّه ما يشاء » [١٢] و «يحكم ما يريد » ؛ [١٣] قادرى است كه جميع مقدورات ، مقهور قبضه قدرت اوست كه «و هو على كلّ شيءٍ
[١] . ف: ـ كه .[٢] . جامع الأسرار ، ص ١٠٢ ، ١٤٤ ، ١٥٩ ، ١٦٢ ، ١٦٤ ، و ٦٠١ .[٣] . ف : ـ و .[٤] . ف: نى .[٥] . ف: به .[٦] . سوره انعام ، آيه ٩١ .[٧] . سوره طه ، آيه ١١٠ .[٨] . سوره غافر ، آيه ٦٥ .[٩] . ف: جمله معلومات از نقطه دايره اوست .[١٠] . سوره بقره ، آيه ٢٩ ؛ سوره انعام ، آيه ١٠١ ؛ سوره حديد ، آيه ٣ .[١١] . م: را .[١٢] . سوره ابراهيم ، آيه ٢٧ .[١٣] . سوره مائده ، آيه ١ .