هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٠٩

أهل اللّه » [١] نهند و از پستى هستى و تنگناى خودپرستى ، بيرون خرامند و به تحمّل احمال مجاهدات و تجرّع اقداح رياضات ، حباله مثقله جسمانيّت را از پاى طاير فضاى ملكوت بردارند و غشاوه غفلت طبيعت از پيش باصره هماى هواى جبروت بگشايند و به الهامات ربّانى و تأييدات سبحانى ، به بارگاه وصال و پيشگاه اتّصال خرامند و در مقام شهود ، ناظر چهره مقصود گردند .

نظم

{ عقل اگر از تو وجودى پى بَرَدليك هرگز ره به كُنهت كى بَرَد؟ } { عجز از آن همشيره شد با معرفتكونه در وصف آيد و نه در صفت } { زو نشان جز بى نشانى كس نيافتچاره اى جز جانفشانى كس نيافت }

الحديث الثّالث

.قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله [٢] : قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله [٣] : «لي مع اللّه وقتٌ لا يسعني فيه ملكٌ مقرّبٌ ولا نبيٌّ مرسلٌ» . [٤]

تايه [٥] بَوادى مكاشفات ، والهِ سبحات جمال حضرت ذات ، مستغرق بحار تجلّيات الهى ، داعى «اللّهمّ أرنا الأشياء كما هي» [٦] ـ عليه الصلاة والسّلام ـ مى فرمايد كه مرا در حضرت قرب ، حالتى دست مى دهد [٧] كه در آن ، گنجايى نمى مانَد ، نه ملك مقرّب را كه آن جبرئيل است و نه نبىّ مرسل را كه آن خود حضرت محمّد است ـ صلوات اللّه عليه ـ ؛ يعنى مرتبه اى مشاهده مى گردد كه جميع اشيا ، غيبا و شهادتا ، در پرتو نور بى چون ذات ، مانند ذرّات ، فانى مى گردند و جمله هستى ها در هستى حق ، نيست مى شوند و از خودى خويش در آن حين ، هيچ اثرى نمى يابم .


[١] . عوالي اللئالي ، ج ٤ ، ص ١١٩ .[٢] . م: صلى اللّه عليه وسلم .[٣] . جامع الأسرار ، ص ٢٧ ، ٢٠٥ ، ٤١٧ و ٤٦٦ ؛ نص النصوص ، ص ١٦٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٩ ، ص ٢٤٣ .[٤] . ف: تا .[٥] . جامع الأسرار ، ص ٢٨٧ .[٦] . ف: دهد .