هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٤٠١

رحمانى نامند و آن عبارت است از اِفاضه وجود مع ما ينبغيه من الكمالات ، بر تمامت موجودات و در اين رتبه ، جمله موجودات مساوى اند كه [١] «ماترى في خلق الرّحمن من تفاوت » [٢] و اين رحمت را رحمت امتنانى گويند كه به محض منت و عنايت بى سابقه عملى بر همه ذرّات موجودات ، افاضه اين رحمت فرموده ؛ دوم خاص كه آن را تجلّى رحيمى گويند و آن ، عبارت است از افاضه كمالات معنويه بر قلوب زكيّه مؤمنان و صدّيقان ، پس چون صاحب همّتى خواهد كه [٣] از حقايق اين [٤] مسائل مذكوره [٥] با خبر گردد و بر اسرار آن اطّلاع يابد ، بايد كه آينه دل را به صياقل ذكر و فكر و توجّه به جانب مبدأ حقيقى و نفى خواطر نفسانى و هواجس شيطانى ، مصقّل و مصفّا سازد و از التفات به ماسواى ذات ، اِعراض نمايد و از صفات حيوانى و بشرى و نباتى و عنصرى درگذرد تا از [٦] اشعه آن انوار كه نتيجه تجلّى ثانى است ، در باطن وى منعكس گردد و به قوّه آن نور بر طريق حق به جانب حق عبور نمايد و مشاهده آن حالات مُغيبه و اسرار مُبطنه كند و از علم اليقين به عين اليقين و از عين اليقين به حق اليقين رسد و آنچه اهل دل ديده و دانسته اند ، جمله بر او مكشوف گردد .

نظم

فثمة وراء النقل علم يدقّ عنمدارك غايات العقول السليمة اى دوست ! حديث عشق ، ديگرگون استوز كَيل حروف ، اين سخنْ افزون [٧] است گر ديده دل بازگشايى نفَسىمعلوم شود كه اين حكايت ، چون است


[١] . ف: ـ كه .[٢] . سوره مُلك ، آيه ٣ .[٣] . ف: كه خواهد .[٤] . ف: آن .[٥] . ف: مذكور .[٦] . ف: ـ از .[٧] . ف: بيرون .