هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٩٩
نظم
اى جانِ جهان و جانِ جانماى [١] مونس ظاهر و نهانم جز ياد تو نيست در جنانم [٢] جز نام تو نيست بر زبانم چون غير تو نيست در خيالمزان غير تو هيچ را ندانم [٣] و مشير بودن لفظ اللّه بر پنج حرف هم مشير است به اين عوالم خمس: اوّل ، همزه ملفوظه كه به صورت الف است ، اشارت [٤] است به عالم جبروت كه تعيّن اوّل است مر ذات مطلقه را ، چه الفِ اوّل ، مرتبه ظهور نقطه است و نقطه ، خود عبارت از وحدت حقيقى و لا تعيّن است و نيز الف به حساب جُمَل ، يكى است و يكى را واحد گويند و يكى از اسماى اين عالم واحديّت است . دوم لام اوّل ، اشارت [٥] است [٦] به عالم ملكوت ؛ چه اوّل تعيّنى كه الف را در حروف واقع است ، صورت لامى است . سيوم لام دوم ، [٧] اشارت [٨] است به عالم مُلك و بدين هر دو عالم كه مُلك و ملكوت است به يك حرف كه لام است ، اشاره كردن ، دالّ است بر آن كه اين هر دو عالم به هم مختلط اند ، يعنى ظاهر و باطن يكديگرند . چهارم الف ملفوظ غير مكتوب ، اشارت [٩] است به عالم لاهوت و ملفوظ بودن وى ، دالّ است بر ظهور وى در عوالم نزد محققّان و عرفا ؛ بلكه از جميع اشياى خود ، ظاهرتر است .
نظم
دلى كز معرفت ، نور و [١٠] صفا ديدز هر چيزى كه ديد ، اوّل خدا ديد
[١] . ف: وى .[٢] . ف: خيالم .[٣] ف: بيت ٢ و ٣ با يكديگر جابه جا آمده است.[٤] . ف: اشاره .[٥] . ف: اشاره .[٦] . ف: ـ است .[٧] . ف: دويم .[٨] . ف: اشاره .[٩] . ف: اشاره .[١٠] . ف: ـ و .