ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٨١
١٧٥٩٨.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ لمّا سَألَهُ عبدُ اللّه ِ بنُ بكيرٍ عنِ الرجُلِلا بَأسَ، ليسَ بكذبٍ [١] . [٢]
١٧٥٩٩.الاحتجاج : روى أنّه سُئلَ الصّادِقُ عليه السلام عن قَولِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ في قِصّةِ إبراهيمَ عليه السلام : «قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبيرُهُم هذا فَاسألُوهُم إنْ كانُوا يَنطِقُونَ» قالَ : ما فَعَلَهُ كَبيرُهُم و ما كَذَبَ إبراهيمُ عليه السلام . قيل : و كيفَ ذلكَ ؟ فقالَ : إنّما قالَ إبراهيمُ : «فَاسألُوهُم إنْ كانُوا يَنْطِقُونَ» فإن نَطَقُوا فكَبيرُهُم فَعَلَ ، و إن لم يَنطِقُوا فلَم يَفعَلْ كبيرُهُم شيئا ، فما نَطَقُوا و ما كَذَبَ إبراهيمُ عليه السلام . فَسئلَ عن قولِهِ تعالى في سُورَةِ يُوسفَ : «أيَّتُها العِيرُ إنَّكُم لَسارِقُونَ» قالَ : إنّهُم سَرَقُوا يُوسفَ مِن أبيهِ ، أ لا تَرى أنّهُ قالَ لَهُم حِينَ قالوا : «ما ذا تَفقِدُونَ * قالوا نَفقِدُ صُواعَ المَلِكِ» [٣] و لم يَقُلْ سَرَقتُم صُواعَ المَلِكِ ، إنّما سَرَقُوا يُوسفَ مِن أبيه . فَسئلَ عن قولِ إبراهيمَ عليه السلام : «فَنَظَرَ نَظْرَةً في النُّجُومِ فَقالَ إنّي سَقيمٌ» قالَ : ما كانَ إبراهيمُ سَقيما و ما كَذَبَ ، إنّما عَنى سَقيما في دِينِهِ ، أي مُرتادا . [٤]
١٧٥٩٨.امام صادق عليه السلام ـ وقتى عبد اللّه بن بُكير به امام عليه السلام عرضفرمود : اشكالى ندارد. اين دروغ نيست. [٥]
١٧٥٩٩.الاحتجاج : از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند عزّ و جلّ در داستان ابراهيم سؤال شد كه: «گفت: [نه ]بلكه بزرگترشان اين كار را كرده است، اگر سخن مى گويند از آنها بپرسيد». حضرت فرمود: نه، بت بزرگشان اين كار را كرده بود و نه ابراهيم عليه السلام دروغ گفت. عرض شد: چگونه؟ حضرت فرمود: زيرا ابراهيم گفت: «اگر سخن مى گويند از آنها بپرسيد». اگر بتها سخن مى گفتند، بزرگشان اين كار را كرده بود و اگر سخن نمى گفتند، بزرگشان كارى نكرده بود.اما آنها سخن نگفتند[و نمى توانستند بگويند ]و ابراهيم هم دروغ نگفت. همچنين، از آن حضرت درباره اين آيه سوره يوسف سؤال شد كه: «اى كاروانيان! قطعاً شما دزد هستيد». حضرت فرمود: آنها يوسف را از پدرش دزديدند. مگر نمى بينى كه وقتى [برادران يوسف ]گفتند: «چه گم كرده ايد؟ گفتند: جام پادشاه را گم كرده ايم» و يوسف نگفت: جام پادشاه را دزديده ايد. در حقيقت آنها يوسف را از پدرش دزديدند [و مقصود يوسف نيز از اين كه گفت قطعاً شما دزد هستيد ، همين معناست]. نيز از اين سخن ابراهيم عليه السلام از امام صادق سؤال شد كه: «پس نگاهى به ستارگان كرد و گفت: من كسالت دارم». حضرت فرمود: ابراهيم نه كسالت داشت و نه دروغ گفت؛ بلكه مقصود او كسالت در دينش بود، چون در جستجوى [دين درست] بود.
[١] مستطرفات السرائر : ١٣٧/١.[٢] قال الشيخ الأنصاريّ في «المكاسب» بعد ذكر الحديث : فإنّ سلب الكذب مبنيّ على أنّ المشار إليه بقوله «هاهنا» موضعٌ خال مِن الدّار ، إذ لا وجه له سوى ذلك . (المكاسب : ٥١) .[٣] يوسف : ٧١ و ٧٢ .[٤] الاحتجاج : ٢/٢٥٦/٢٢٨ .[٥] شيخ انصارى در مكاسب، بعد از ذكر اين حديث، مى گويد: دروغ نبودن اين سخن، در وقتى است كه جايى كه با انگشت خود به آن اشاره كرده و گفته اين جا نيست، قسمت خالى خانه باشد؛ زيرا توجيهى جز اين ندارد.