اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٠٥ - مطلب سوّم دلايل تجويزكنندگان اصل دروغ، به صراحت يا به كنايه
«نشنيدهام از دروغهايى كه مردم مىگويند، جز در سه مورد جايز باشد: جنگ، اصلاح ميان مردم و سخن گفتن مرد با همسرش و سخن گفتن زن با شويش» [١]
نووى گويد: ظاهر روايت، مباح بودن دروغ در امور سهگانه است، ليكن كنايهگويى اولى است. [٢]
٢-از جابر بن عبدالله نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود: «چه كسى شرّ كعب بن اشرف را كم مىكند؟ او خدا و پيامبرش را آزرده است.» محمد بن مَسلمه گفت: «اى رسول خدا آيا دوست دارى كه من او را بكشم؟» فرمود: «آرى» .
جابر گويد: محمّد بن مَسلمه نزد كعب رفت و گفت: اين مرد-يعنى پيامبر (ص) -ما را به رنج افكنده و از ما زكات مىگيرد. گفت: به خدا سوگند شما نيز در مقابل او را به ستوه خواهيد آورد. گفت ما از او پيروى كردهايم و دوست نداريم كه او را واگذاريم، تا ببينيم سرانجام كارش به كجا مىانجامد.
جابر گويد: همينطور با او سرگرم سخن بود و در فرصت مناسب او را بهقتل رساند. [٣]
در روايت ديگرى آمده است كه محمّد بن مَسلمه گفت: «اى رسول خدا آيا دوست دارى او را بكشم؟ .»
فرمود: «آرى.»
گفت: «پس به من اجازه دهيد، هر چه لازم باشد بگويم.»
فرمود: «چنين كردم [٤]، يعنى به تو اجازه دادم هر دروغى كه تو را در اين مأموريت كمك كند، بگويى.»
[١] -صحيح مسلم، ط ١، حديث شمارۀ ٢٦٠٥، ج ٤، ص ٢٠١١؛ صحيح مسلم بشرح النووى، دارالفكر، ط ٣، ج ١٦، ص ١٥٧-ر. ك: نووى، رياض الصالحين، ط ١٩٨٠، ص ٤٣٥.
[٢] -ر. ك: قسطلانى، ارشاد السارى، دار صادر، ط ٦، ج ٥، ص ١٥٦؛ غزالى، احياء علوم الدين، دار احياء الكتب العربيه، ج ٣، ص ٣٤.
[٣] -ر. ك: صحيح بخارى، مطابع دارالشعب، م ٢، ج ٥، ص ١١٥؛ صحيح مسلم، ط ١، حديث شماره ١٨٠١، ج ٣، ص ١٤٢٥؛ ابو داوود، سنن، دار احياء التراث العربى. حديث شماره ٢٧٦٨، ج ٣، ص ٨٧؛ صحيح مسلم بشرح نووى، ط ٣، ج ١٢، ص ١٦٠-١٦١؛ بيهقى، سنن، ج ٧، ص ٧٩-٨٠؛ گزيدۀ محمد هارون، الألف المختاره من صحيح البخارى، ج ٤، ص ١١١؛ قسطلانى، ارشاد السارى، ج ٥، ص ١٥٦.
[٤]