اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٧٢ - ويژگى چهاردهم شجاعت و دليرى
انتخاب مىكردند. آنان را بر اسبان تيزرو نشانده، سبكبار روانه مأموريت مىكردند. اين شيوه و روش رسول خدا (ص) در انتخاب طلايه دارانش بود؛ و پس از آن همۀ مسلمانانى كه بر احتياط و مراقبت در مقابل نفوذ و هجوم دشمن تأكيد داشتند همين رويه را در پيش گرفتند. [١]
ابن عمر گويد: «كسى را شجاعتر، دليرتر، بخشندهتر و قانعتر از رسول خدا (ص) نديدم» .
شبى مردم مدينه صدايى بلند و غير عادى شنيدند و ترسيدند. برخى از مردم به سوى صدا حركت كردند. رسول خدا (ص) به آنان رسيد و همراهشان رفت، در حالى كه براى كسب خبر از آنها پيشى مىگرفت. آن حضرت بر اسبى برهنه سوار و شمشيرى بر گردنش آويخته بود و يارانش را ندا مىداد كه نترسند و وحشت نكنند. آرى آن حضرت در شجاعت پيشاهنگ همگان بود. [٢]
عمر بن خطّاب به فرماندهاش سعد بن ابى وقاص چنين توصيه كرد: طلايهداران را از ياران خردمند و نيرومند خويش برگزين و برايشان اسبان تيزتك انتخاب كن، زيرا اگر دشمن با آنان برخورد كند در حقيقت با اوّلين نشان قدرت و تدبير تو برخورد كرده است. ابو بكر صيرفى دربارۀ گزينش عناصر طلايه مىگويد: و اجعل من الطلائع اهل شهامة للصدق فيهم شيمة لا تخدع
طلايه را از افراد با شهامت قرار بده، افرادى كه صداقت شيوه واقعى آنان است و خدعه نمىكنند.
مروان بن محمد، خليفه اموى هنگام اعزام پسرش، عبدالله، بهصحنۀ پيكار چنين توصيهكرد:
همراه طلايه پيشروى كن و بدان كه طلايه نخستين دسيسه تو [ عليه دشمن ] ، رأس جنگ تو و پشتوانۀ كار تو است. براى اين كار از ميان فرماندهان و يارانت مردانى دلير، قوى، قاطع و خبره را برگزين. . . و آنان را به جاسوسى بگمار و خود از اسبهايشان سان ببين و از اين كه از چارپايانشان جز اسبان ماده را بپذيرى، بپرهيز، زيرا ماديان در
[١] -ر. ك: حسن ابراهيم حسن، تاريخ الاسلام السياسى و الدينى و الثقافى و الاجتماعى، ص ٤٨٢؛ عبدالرؤوف عون، الفن الحربى فى صدر الاسلام، ص ٢١٧-٢١٨؛ محمد فرج، العبقرية العسكريه فى غزوات الرسول، ص ٢٣٥؛ احمد عادل، الطريق الى المداين، ص ٣٦٣.
[٢] -محمود شيت خطاب و همكاران، اقتباس النظام العسكرى، ص ١٢٨.