اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٥٩ - ويژگى چهارم زيركى، حيلهگرى، فريبكارى و نيرنگبازى
ابن اسحاق مىنويسد: رسول خدا (ص) هنگام حركت به سوى بدر، رفت تا به پيرمرد عربى رسيد و از او دربارۀ محمد و قريش و اخبارى كه از دو گروه به وى رسيده است پرسيد.
پيرمرد گفت: تا خود را معرّفى نكنيد، خبر نمىدهم. رسول خدا (ص) فرمود: «هر گاه خبر دادى، معرفى مىكنيم.»
گفت: «شنيدهام كه قريش در فلان وقت از مكّه بيرون آمده است. اگر كسى كه اين خبر را به من داده راست گفته باشد، امروز در فلان جا هستند و اشاره به مكان قريش كرد. همچنين مطلع شدهام كه محمد در فلان وقت از مدينه بيرون آمده است. اگر كسى كه اين خبر را به من داده، راستگو باشد، امروز در فلان مكان است و اشاره به موضع رسول خدا (ص) كرد. سپس گفت شما كه هستيد؟ رسول خدا (ص) فرمود: «ما از آبيم» و آهنگ بازگشت فرمود. در اين حال پير مرد مىگفت: ما از آبيم! از آب عراق يا از آب چنين يا آب چنان. [١]
گاه فرماندهان براى نيرنگ و فريب دشمن، اطّلاعاتى را كه علاقهمند بود از آنها بداند، به او مىدادند، چنان كه هرثمى در گفتارش توضيح داده است: در شرايطى نيازاست، كه دشمن نسبت به برخى كارها و تدابيرى كه بر ضدّ او مىانديشى آگاه شود و با اظهار آن به جاسوسان دشمن، توجّه او را جلب كنى تا آنچه را كه در ظاهر مىبينند، به او برسانند. [٢]
حذيفه در جنگ خندق ميان انبوه قريش و همراهانشان رفت و از ابوسفيان شنيد كه مىگويد: اى گروه قريش هر كدام بايد همنشين خود را بشناسيد و از جاسوسها برحذر باشيد. حذيفه ترسيد كه مبادا به حضور او پى ببرند، پس دست مردى را كه درجانب راستش بود گرفت و پرسيد: كيستى؟ گفت: معاوية بن ابوسفيان و دست مردى را كه در جانب چپ او نشسته بود گرفت و نامش را پرسيد. [٣]
[١] -ابو محمد عبدالله بن مسلم بن قتيبه دينورى (٢١٣-٢٧٥ ه.) عيون الاخبار، مؤسسة المصرية العامه للطباعة و النشر، قاهره، محرم سال ١٣٨٣ ه. /حزيران ١٩٦٣ م، ج ٢، ص ١٩٤، از اين پس هرجا به اين مأخذ رسيديم اين گونه ارجاع مىدهيم: دينورى، عيون الاخبار؛ عبدالسلام، تهذيب سيرة ابن هشام، ص ١٧٠-١٧١.
[٢] -عبدالرؤوف عون، الفن الحربى فى صدر الاسلام، ص ٢١٥.
[٣] -عبدالحميد جودة السحار، السيرة النبويه، غزوة احد و غزوة الخندق، دار مصر للطباعة، ص ٤٦.