اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٣٤ - شاخۀ دوم-دلايل گرفتن راهنما
شاخۀ دوم-دلايل گرفتن راهنما
١-رسول خدا (ص) در هجرت به مدينه عبدالله بن اُرَيْقَط [١]را، كه با زمين آشنا بود و راههاى منتهى به مدينه را خوب مىشناخت، به عنوان راهنما انتخاب كرد تا راه را به حضرتش بنمايد، در حالى كه او مشرك بود. [٢]
٢-پيامبر خدا (ص) در غزوۀ خيبر حُسيل بن خارجه و عبداللهبن نُعيم از قبيلۀ اشجع نجد را، كه مردانش در روزگار جاهليّت پيوسته در ناحيۀ خيبر رفت و آمد داشتند، به عنوان راهنما انتخاب كرد. آنان با وضعيّت زمين و چين خوردگىهاى آن آشنا و در اين زمينه خبره بودند. [٣]
٣-دستور العمل پيامبر (ص) به اسامة بن زيد آنگاه كه وى را به فرماندهى سپاه براى جنگ با روم تعيين كرد؛ و نيز توصيههاى رسول خدا (ص) به وى در تهاجم به أبنى و دستور به همراه بردن راهنما، و از پيش فرستادن جاسوسان و طلايه داران. [٤]
ابو بكر هنگام اعزام خالد بن وليد به جنگ اهل رِدّه به او توصيه كرد كه مسير را همراه با راهنمايان، طى كند. [٥]مسلمانان در اثناى حركت به استفادۀ از ستارگان براى راهيابى اهتمام مىورزيدند. ابن عباس در تفسير اين آيۀ شريفه:
«وَ بِا لنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ» [٦]
و با ستارگان، آنان هدايت مىشوند.
[١]
[٢] -ر. ك: ابن حزم، دار الفكر، فقره ٩٥٤، ج ٧، ص ٣٣٥؛ ابن هشام، سيرة دارالفكر، ج ٢، ص ١٠٤؛ برهان الدين شافعى، السيرة الحلبيه، ج ٢، ص ٤١؛ بوطى، فقه السيرة، دارالفكر، ص ١٨٠؛ محمد الخضرى، نور اليقين، مؤسسة نورالقرآن، ص ٨٩؛ محمد غزالى، فقه السيرة، ط ٧، ص ١٧١؛ عبدالسلام هارون، تهذيب سيرة ابن هشام، ط ٨، ص ١١٥؛ محمود شيت خطاب و همكاران، اقتباس النظام العسكرى، ص ٢٥٩.
[٣] -محمود شيت خطاب و همكاران، اقتباس النظام العسكرى، ص ٢٥٩.
[٤] -ر. ك: ابوداوود، سنن، حديث شمارۀ ٢٦١٦، ج٣، ص٣٨؛ ابوالقاسم عبدالرحمنبن عبدالله بن احمد بن ابوالحسن حنفى سهيلى (٥٠٨-٥٨١/١١١٤-١١٨٥ م، الروض الانف فى تفسير السيرة النبويه لابن هشام، دارالمعرفة للطباعة والنشر، چاپ ١٣٩٨ ه/١٩٧٨ م، ج ٤، ص ٢٤٦؛ ابن سعد، الطبقات الكبرى، دار صادر، ج ٢، ص ١٩٠.
[٥]
[٦] -نحل (١٦) ، آيۀ ١٦.