اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٣١ - مطلب اوّل حكم بازجويى
شهرها است. سوارانت مرا دستگير كردند و من قصد عمره دارم. رأى شما چيست؟
رسول خدا (ص) به او بشارت داد و فرمود تا عمره به جاى آورد. هنگامى كه به مكّه رفت، كسى به او گفت: از دين خود منحرف شدهاى. گفت: نه بلكه به دست رسول خدا (ص) مسلمان شدم. به خدا سوگند، دانهاى از گندم يمامه بدون اجازۀ وى به شما نخواهد رسيد. [١]
چگونگى استدلال در اين روايت: [٢]
١-اين بخش از روايت يعنى «مردى را از بنى حنيفه به نام ثُمامة بن أثال آوردند و او را به يكى از ستونهاى مسجد بستند» ، دليل بر اين است كه بستن اسير و زندانى كردن او به منظور كشف اخبار دشمن يا به دست آوردن آنچه مورد نظر رهبر مسلمانان مىباشد، جايز است.
٢-اين گفتۀ رسول خدا (ص) كه مىفرمايد: «ثمامه را رها كنيد» ؛ دليل بر جواز آزاد سازى اسير است.
٣-قول رسول خدا (ص) «اى ثمامه نظرت چيست؟» و تكرار آن براى سه روز، از باب الفت دادن دلها و دلجويى اشرافى است كه با اسلام آوردنشان، شمار بسيارى از مردم نيز اسلام مىآورند.
در كتاب زاد المعاد آمده است: گشتىهايى كه رسول خدا (ص) پيش از بدر فرستاد، دو غلام را آوردند و آن حضرت خود به بازجويى آنان پرداخت و از فحواى سخن آندو دريافت كه قريش در پشت تپههاى نزديك هستند. هنگامى كه آن دو از شمار قريش اظهار بىاطلاعى كردند، پيامبر خدا (ص) پرسيد: روزانه چند شتر مىكشند؟ گفتند: «يك روز نُه شتر و ديگر روز، ده شتر.» از اينجا رسول خدا (ص) استنباط كرد كه آنها بين نهصد تا هزار نفرند، زيرا عادت عرب براين است كه هر شتر را به صد نفر اختصاص مىدهد. همچنين رسول خدا (ص) از بازجويى آن دو اسير متوجّه شد كه اشراف قريش به پيكارش آمدهاند. [٣]
[١] -ر. ك: صحيح مسلم، ط ١، حديث شمارۀ ١٧٦٤، ج ٣، ص ١٣٦٨؛ صحيح مسلم بشرح النووى، م ٦، ج ١٢، ص ٨٧؛ منصور على ناصر، التاج، ج ٤، ص ٣٩٣؛ ابو داوود، سنن، دار احياء التراث العربى، حديث شمارۀ ٢٦٧٩، ج ٣، ص ٥٧؛ بيهقى: سنن، ج ٩، ص ٨٨.
[٢] -ر. ك: صحيح مسلم بشرح النووى، م ٦، ج ١٢، ص ٨٧-٨٩؛ منصور على ناصر، التاج، ج ٤، ص ٣٩٣-٣٩٥.
[٣] -ر. ك: ابن قيم جوزى، زاد المعاد، ط ١، ج ٣، ص ١٧٥؛ ابن هشام: سيرة، دار الفكر، ج ٢، ص ٢٥٦-٢٦٨؛ احمد شلبى، الجهاد و النظم، ص ١١٤؛ عون، الفن الحربى، ص ٢١٦؛ محمود شيت خطاب و همكاران، اقتباس النّظام العسكرى، ص ١٦٥.