اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢١٧ - شاخۀ دوم-دلايلى از سنت شريف نبوى
چهارم: از جابر روايت شده است كه طفيل بن عمرو دَوْسى خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت:
اى رسول خدا (ص) آيا به دژ استوارى كه تو را از هر بدى حفظ كند در نمىآيى؟
(در روزگار جاهلى قبيلۀ دوس داراى دژى بودند.) و رسولخدا (ص) ، كه ذخيرۀ الهى براى انصار بود، نپذيرفت. هنگامى كه رسول خدا (ص) به مدينه مهاجرت كرد، طُفيل و يكى از مردان قومش به سوى آن حضرت مهاجرت كردند. سكونت در مدينه به طبع اينان سازگار نيفتاد و آن مرد بيمار و بىتاب شد و با نوك پهن پيكانش بندهاى انگشتانش را بريد و خون از دستان او جارى شد و مرد.
طفيل بن عمرو او را در خواب ديد؛ در حالى كه شمايلى نيكو داشت و دستش را پوشيده بود. به او گفت: پروردگارت با تو چه كرد؟ گفت: چون با پيامبر (ص) هجرت كردم مرا بخشود. گفت: مىبينم كه دستهايت را پوشيدهاى؟ گفت: به من گفته شد: فساد تو را اصلاح نمىكنيم.
طفيل اين حكايت را براى رسول خدا (ص) بازگفت. آن حضرت فرمود:
«خداوندا! دو دستش را نيز ببخش.» [١]
اين حديث دلالت دارد بر اينكه كسى كه خودكشى كند و توبه نكرده بميرد، گناهكار است، ولى كافر نيست و دوزخى بودنش قطعى نيست، بلكه در گرو مشيت الهى است. [٢]
پس از ارائۀ اين دلايل از قرآن كريم و سنّت شريف نبوى، به نظر من خودكشى عنصر اطّلاعاتى-آنگاه كه در محاصرۀ دشمن قرار گيرد-حرام و كيفر او در جهان آخرت به مشيّت پروردگار باز مىگردد. اگر بخواهد او را در آتش جاودان مىسازد، و اگر بخواهد با
[١] -صحيح مسلم، ط ١، ج ١، ص ١٠٨،١٠٩، حديث شمارۀ ١١٦؛ صحيح مسلم بشرح النووى، دارالفكر، م ١، ج٢، ص ١٣٠-١٣١.
[٢] -ر. ك: صحيح مسلم بشرح النووى، دارالفكر، م ١، ج ٢، ص ١٣١-١٣٢.