اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٣٤ - شاخۀ دوّم-دلايلى از سنّت شريف نبوى
جنگ روانى مستلزم به كارگيرى تبليغات عليه دشمن است و در تكميل آن بايد از ابزارهاى ديگرى مثل جنگ نظامى، سياسى يا اقتصادى استفاده شود. [١]
مطلب چهارم: دلايل مشروعيّت جنگ روانى
شاخۀ اوّل-دلايلى از قرآن كريم
خداوند متعال فرموده است:
«وَ لاٰ يَنٰالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً اِلاّٰ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صٰالِحٌ» [٢]
هيچ غنيمتى از دشمن دريافت نمىكنند، جز آن كه به خاطر آن عمل صالحى برايشان نوشته شود.
از اين آيه شريفه در مىيابيم، هر اقدامى كه مسلمانان در راه اداى وظايف جنگى-كه خداوند آن را عليه دشمنانش واجب كرده است-اعم از بدنى، مالى، فكرى، آمادگى و يا مرزدارى انجام دهند، مشمول اين حكم مىگردد؛ زيرا به منزلۀ غنيمت دشمن است و موجب ترس او مىگردد و بدين وسيله مىتوان بر او چيره شد و قدرت او را تضعيف كرد و در نهايت با آسانترين راه، كمترين وسايل و خساراتى اندك، بر او پيروز شد. [٣]
وجه استدلال: مضمون آيۀ شريفه دليل بر اين است كه جهاد زبانى عليه دشمنان خدا، از طريق اقامۀ دليل و دعوت به سوى خداوند و نيز بلند كردن صدا هنگام رويارويى و متزلزل ساختن اعتماد به نفس نيروهاى كفر-در جهت هدفهاى جهادگرانه-از نظر شرعى جايز است؛ زيرا ضربه زدن نه تنها از طريق اسلحه، بلكه به وسيلۀ زبان نيز ممكن است؛ و همان گونه كه بمب افكندن و تير انداختن موجب تضعيف دشمن مىشود، ترسانيدن سربازان او به وسيلۀ جنگ روانى نيز او را تضعيف مىكند-در اين باره به زودى بحث خواهيم كرد-.
شاخۀ دوّم-دلايلى از سنّت شريف نبوى
[١] -احمد نوفل، الحرب النفسيه، ص ٣٢؛ نواوى، العلاقات الدوليه، ص ١٣٥.
[٢] -توبه (٩) ، آيۀ ١٢٠.
[٣] -ر. ك: مرغينانى، الهداية شرح بداية المبتدى، ج ٢، ص ١٣٦-١٣٧؛ شربينى، مغنى المحتاج على متن منهاج الطالبين، ج ٢، ص ٢٢٦-٢٢٧.