فقه مدیریتی - الهامی نیا، علی اصغر - الصفحة ٥٨ - ٣- پرهیز از ظلم و پایمال کردن حقوق نیروها
(«... لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ») [١]
نه ستم مىكنيد و نه ستم مىبينيد.
امام دادگران، امير مؤمنان ٧ ستمگرى را زشتترين روش برخورد دانسته، مىفرمايد:
«اقْبَحُ السِّيَرِ الظُّلْمُ» [٢]
از نظر اسلام، سپردن پُستهاى كليدى همچون؛ امامت و رهبرى، مرجعيت، قضاوت، امامت جماعت به افراد غير عادل و ظالم ممنوع است، چنان كه گواهى افراد غير عادل پذيرفته نيست و مىتوان گفت يكى از شرايط عمومى و حتمى مديريت اسلامى، متخلّق بودن به ملكه عدالت است كه در تعريف آن گفتهاند؛
عدالت، حالتى نفسانى است كه انسان را برداشتن تقوا برمىانگيزد و مانع ارتكاب گناهان كبيره و صغيره مىگردد. [٣]
ربا خوارى، كمك به ستمگران، نپرداختن عمدى حقوق مردم، دروغ و خيانت در شمار گناهان كبيرهاند. [٤] كه مسلمانان، بهويژه مديران مسلمان، هرگز نبايد بدانان آلوده گردند؛ چرا كه ظلم و ستم به زيردستان و پايمال كردن حقوق آنان زشتى مضاعف دارد و امام على ٧ مىفرمايد:
«ظُلْمُ الضَّعيفِ افْحَشُ الظُّلْمِ» [٥]
ستم به ناتوان، بدترين نوع ستم است.
هرگونه ستم نسبت به همكاران و زيردستان، ارتباط مستقيم با جايگاه مدير و موجوديت سازمان دارد و مىتوان گفت، اثر وضعى ستمگرى، نابودى و انهدام مديريت و سازمان است. همان امام مىفرمايد:
[١] - بقره (٢)، آيۀ ٢٧٩
[٢] - شرح غررالحكم، ج ٢، ص ٣٨٥
[٣] - تحريرالوسيله، امام خمينى، ج ١، ص ٢٧٤
[٤] - ر. ك. همان، ص ٢٧٤-٢٧٥
[٥] - شرح غررالحكم، ج ٤، ص ٢٧٥