فقه مدیریتی - الهامی نیا، علی اصغر - الصفحة ٤٤ - تشویق و تنبیه
نبايد نيكوكار و بدكار، پيش تو، به يك منزلت باشند؛ چنين كارى سبب مىشود كه اهل نيكى به نيكى بىرغبت شوند و بدكاران به بدى كردن مشتاق مىگردند، پس، هر يك را به كرده خويش ملتزم ساز!
سيره مديريتى آن حضرت نيز چنين بود كه علاوه بر تساوى حقوق و رعايت عدالت اجتماعى- به مفهوم كلّى كلمه- مديران برجسته و افراد و گروهها را به خاطر كارهاى شايسته و فوقالعاده تشويق مىكرد و زحمات آنان را پاس مىداشت؛ بهطور مثال؛ وقتى امام، عازم جنگ جمل شد، امام حسن ٧ و مالك اشتر را به كوفه فرستاد تا كوفيان را براى جنگ بسيج كنند، تعداد فراوانى از جنگ آوران كوفه در محلّى بهنام «ذى قار» به نيروهاى رزم پيوستند، امير مؤمنان ٧ از حضور آنان، ابراز خرسندى كرد و طىّ سخنانى از ايشان سپاسگزارى و به نبرد تشويقشان نمود. [١]
از سوى ديگر آن رهبر معصوم، در پيشگيرى از جُرم و مجازات مجرمان و توبيخ خطاكاران نيز جدّى بود؛
كميل بن زياد نخعى، از ياران نزديك امام و والى شهر مرزى «هيت» بود، او بدون دستور و هماهنگى با امام، به شهر «قرقسيا»- كه تابع حكومت شام بود- يورش برد و حوزه مسؤوليّت او در اين اثنا مورد تاراج نيروهاى معاويه قرار گرفت. امير مؤمنان ٧ پس از آگاهى از اين موضوع، به شدّت از كميل انتقاد كرد و طىّ نامه توبيخآميزى به او نوشت:
«... انَّ تَضْييعَ الْمَرْءِ ما وُلِّىَ وَ تَكَلُّفَهُ ما كُفِىَ لَعَجْزٌ حاضِرٌ وَ رَأْىٌ مُتَبَّرٌ ...» [٢]
همانا تباه كردن حوزه حكومتى خويش و پرداختن به آنچه وظيفه شخص نيست، ناتوانى بالفعل و انديشهاى ناصواب است.
حضرت آيتاللّه خامنهاى به كارگيرى سيره امام على ٧ را در سپاه مورد تأكيد قرار داده، مىفرمايد:
يك اصل ديگر هم، اصل رعايت ارزشهاى بين سازمانى و درون خودتان است؛ يعنى مسأله تشويق و تنبيه برادران! تشويق و تنبيه را بايد جدّى گرفت و شماها فرمانده
[١] - بحارالانوار، ج ٣٢، ص ١١٥
[٢] - نهجالبلاغه، نامۀ ٦١، ص ١٠٤٦ و نيز ر. ك. شرح نهجالبلاغه، ابن ابىالحديد، ج ١٧، ص ١٤٩-١٥٠