فقه مدیریتی - الهامی نیا، علی اصغر - الصفحة ٩٧ - حیطه بندی اسرار
از بدترين بندگان خدا كسى است كه مردم بهخاطر بدزبانى او از همنشينىاش اكراه دارند.
٤- تبليغات سوء در پى دارد؛ امام زينالعابدين ٧ مىفرمايد:
«مَنْ رَمَى النَّاسَ بِما فيهِمْ رَمُوهُ بِما لَيْسَ فيهِ» [١]
كسى كه مردم را با عيبهايشان هدف قرار دهد، مردم او را با نسبتهاى ناروا هدف قرار مىدهند.
٣- رازدارى
پنهانكارى و مخفى نگهداشتن برخى از امور زندگى، از پديدههاى رايج ميان انسانها و حتّى برخى از حيوانات است و شريعت مقدّس اسلام نهتنها آن را به رسميت شناخته بلكه بر تحكيم و تقويت آن نيز تأكيد كردهاست. امير مؤمنان ٧ دراين راستا مىفرمايد:
«انْفَرِدْ بِسِرِّكَ وَ لا تُودِعْهُ حازِماً فَيَزِلُّ وَ لا جاهِلًا فَيَخُونُ» [٢]
رازت را در انحصار خود بدار و آن را به زيرك مسپار كه مىلغزد و به نادان هم مسپار كه خيانت مىورزد.
حيطهبندى اسرار
رازهايى را كه در اختيار انسان قرار مىگيرد مىتوان به فردى، خانوادگى، سازمانى، مردمى و ملّى تقسيم كرد كه هر يك را به اختصار توضيح مىدهيم.
الف- فردى: امكان دارد هر كسى در زندگى شخصى خود اسرارى داشته باشد كه دوست دارد براى هميشه ميان او و خدا محفوظ بماند و هيچ كس از آنها آگاه نگردد، حتّى همسر، فرزندان و پدر و مادر خود را نيز محرم آن راز نداند.
ب- خانوادگى: در جمع خانواده و خاندان نيز مطالبى بهعنوان اسرار، مطرح است كه بايستى از بيگانگان و گاه از ديگر اعضاى خاندان يا برخى از اعضاى خانواده پنهان داشته شود و ديگران از آن آگاه نگردند؛ بهطور مثال ممكن است ميان زن و شوهر، پدر و
[١] - بحارالانوار، ج ٧٨، ص ١٦٠
[٢] - شرح غررالحكم، ج ٢، ص ١٨٣