فقه مدیریتی - الهامی نیا، علی اصغر - الصفحة ١١٠ - روان شناسی چاپلوسی
را تهديد مىكند و مديران اسلامى بايد با شناخت كافى و جدّيت به مبارزه با آن بپردازند.
در اين جا با سخنان حكيمانه سرآمد مديران الهى، امام على ٧ به كند و كاو آن مىپردازيم.
١- گرفتارى در دام شيطان: چاپلوسى كمند شيطان استكه تملّقگو و تملّقپذير را بهدام مىاندازد و طعمه آن شكارچى ماهر مىكند، گرچه در ظاهر، متملّق اين كمند را مىگستراند؛
«حُبُّ الْاطْراءِ وَالْمَدْحِ مِنْ اوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطانِ» [١]
خوش داشتن تملّق و ستايش، از مطمئنترين فرصتهاى شيطان است.
٢- ترور شخصيّت: چاپلوس، با دروغ و دورويى، عمداً به تخريب شخصيّت ديگران مىپردازد؛ او نخست، تملّقپذير را ملعبه قرار مىدهد و او را به اوصاف و خوبىهايى كه ندارد مىستايد؛
«مادِحُ الرَّجُلِ بِما لَيْسَ فيهِ مُسْتَهْزِءٌ بِهِ» [٢]
كسى كه شخص را با اوصاف نداشته ستايش مىكند، در واقع او را به سخريه گرفته است.
و چنين كارى به نابودى كامل شخصيّت فرد مىانجامد كه بهمنزله سر بريدن با پنبه است؛
«مَنْ مَدَحَكَ فَقَدْ ذَبَحَكَ» [٣]
هر كس تو را ستايش كند [در واقع] دست بر ترور تو زده است!
چنان كه پس از آب شدن يخهاى دروغ و تملّق، چهره واقعى تملّقپذير براى ديگران نيز آشكار مىگردد و چاپلوس نيز رسوا مىگردد؛
«ايَّاكَ انْ تُثْنِىَ عَلى احَدٍ بِما لَيْسَ فيهِ فَانَّ فِعْلَهُ يُصَدِّقُ عَنْ وَصْفِهِ وَ يُكَذِّبُكَ» [٤]
از تملّق گفتن افراد بپرهيز؛ چرا كه كردارش، حقيقتش را روشن و تو را تكذيب و رسوا مىسازد.
[١] - شرح غررالحكم، ج ٣، ص ٣٩٦
[٢] - همان، ج ٦، ص ١٢٨
[٣] - همان، ج ٥، ص ١٥٨
[٤] - همان، ج ٢، ص ٣١٠