فقه مدیریتی
(١)
پیشگفتار
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
1- فقه
١٥ ص
(٤)
2- مدیریت
١٥ ص
(٥)
3- فقه مدیریتی
١٦ ص
(٦)
4- جایگاه مدیریت
١٧ ص
(٧)
5- حوزه اختیارات مدیران
١٨ ص
(٨)
وجدان کاری
٢١ ص
(٩)
کاربرد عملی
٢٢ ص
(١٠)
چند استفتا پیرامون وجدان کاری
٢٤ ص
(١١)
انضباط
٢٦ ص
(١٢)
الف جنية معنوي
٢٧ ص
(١٣)
ب - جنبة ظاهري
٢٧ ص
(١٤)
انضباط مدیران
٢٨ ص
(١٥)
حیطه بندی قوانین
٣١ ص
(١٦)
الف قوانین و مقررات عمومی
٣١ ص
(١٧)
ب - قوانین و مقررات سازمانی
٣٤ ص
(١٨)
سلسله مراتب
٣٧ ص
(١٩)
وجوب شرعی
٣٨ ص
(٢٠)
سلسله مراتب و برادری
٣٨ ص
(٢١)
عزل و نصب
٤٠ ص
(٢٢)
عزل و نصب مشروع
٤٢ ص
(٢٣)
تشویق و تنبیه
٤٣ ص
(٢٤)
چارچوب تشویقات و تنبیهات
٤٥ ص
(٢٥)
مصلحت سازمان
٤٧ ص
(٢٦)
1- رعایت کامل قانون و مقررات سازمان
٤٧ ص
(٢٧)
2- کادرسازی
٤٨ ص
(٢٨)
3- ابتکار و نوآوری
٤٩ ص
(٢٩)
4- آسیب زدایی
٤٩ ص
(٣٠)
5-برنامه ریزی اصولی
٥٢ ص
(٣١)
6- مردم داری
٥٣ ص
(٣٢)
حقوق افراد
٥٤ ص
(٣٣)
1- پرداخت حقوق و مزايا
٥٥ ص
(٣٤)
2- تأمین حقوق معنوی
٥٦ ص
(٣٥)
3- پرهیز از ظلم و پایمال کردن حقوق نیروها
٥٧ ص
(٣٦)
قلمرو بیت المال
٦١ ص
(٣٧)
استفاده از بیت المال
٦٢ ص
(٣٨)
بهره وری مدیریتی
٦٤ ص
(٣٩)
بهره برداری شخصی
٦٧ ص
(٤٠)
پرهیز از اسراف و تبذیر
٦٨ ص
(٤١)
دقت در به کارگیری نیروی انسانی
٧٢ ص
(٤٢)
الف - گزینش صحیح
٧٢ ص
(٤٣)
ب چینش
٧٣ ص
(٤٤)
ج – بهره وری
٧٤ ص
(٤٥)
وقت بیت المال
٧٥ ص
(٤٦)
استفتائات از محضر مقام معظم فرماندهی کل قوا
٧٦ ص
(٤٧)
توصیه های امام امّت
٧٨ ص
(٤٨)
انواع ضمان
٧٩ ص
(٤٩)
الف - ضمان عقدي
٧٩ ص
(٥٠)
ب- ضمان قهری
٨٠ ص
(٥١)
قلمرو ضمان
٨٠ ص
(٥٢)
قصور و تقص
٨١ ص
(٥٣)
احکام قصور و تقصیر
٨٢ ص
(٥٤)
استفتائات
٨٢ ص
(٥٥)
اهم مصادیق ضمان مدیریتی
٨٤ ص
(٥٦)
1- امتناع از انجام وظیفه
٨٤ ص
(٥٧)
2- تصرف غیر قانونی
٨٥ ص
(٥٨)
3- اقدام یا اهمال خودسرانه
٨٥ ص
(٥٩)
4- جعل و تزویر
٨٦ ص
(٦٠)
چگونگی جبران خسارت
٨٧ ص
(٦١)
چند استفتا
٨٩ ص
(٦٢)
1- حفظ آبروی نیروها
٩٢ ص
(٦٣)
2- پرهیز از فحاشی و ناسزاگویی
٩٤ ص
(٦٤)
اقسام فحش
٩٥ ص
(٦٥)
قداست محیط کار
٩٥ ص
(٦٦)
3- رازداری
٩٧ ص
(٦٧)
حیطه بندی اسرار
٩٧ ص
(٦٨)
یک نکته
٩٩ ص
(٦٩)
4 پرهیز از غیبت و تجسس
١٠١ ص
(٧٠)
چند استفتا
١٠٢ ص
(٧١)
در حوزه مدیریت
١٠٣ ص
(٧٢)
تجسس
١٠٣ ص
(٧٣)
5- اجتناب از دروغ
١٠٥ ص
(٧٤)
دروغ های مجاز
١٠٦ ص
(٧٥)
توريه
١٠٧ ص
(٧٦)
6- برائت از چاپلوسان
١٠٩ ص
(٧٧)
روان شناسی چاپلوسی
١٠٩ ص
(٧٨)
فهرست منابع
١١١ ص

فقه مدیریتی - الهامی نیا، علی اصغر - الصفحة ١٠٨ - توريه

گوينده آن است كه شنونده خلاف آن را بفهمد. [١]

گرچه توريه را نمى‌توان راست يا دروغ تلقّى كرد، ولى امام راحل قدس سره مى‌نويسد:

توريه گرچه اثر دروغ را دارد (يعنى شنونده را به اشتباه مى‌اندازد)، ولى حرام نيست و رواياتى آن را مجاز مى‌دانند. [٢]

و فقهاى اسلام، توريه را راه نجات از دروغ قرار داده‌اند و حتّى فرموده‌اند؛ توريه بر كسى كه به آن آگاه باشد واجب است. [٣] مانند آن كه بخواهد جان يا ناموس مسلمانى را حفظ كند.

از برخى آيات قرآن نيز مى‌توان برداشت كرد كه گاهى پيامبران الهى نيز توريه مى‌كرده‌اند؛

- حضرت ابراهيم همه بت‌هاى بت‌پرستان- جز بت بزرگ- را شكست، آنان از حضرت ابراهيم پرسيدند: آيا تو با بت‌هاى ما چنين كرده‌اى؟ پاسخ صريح نداد و فرمود:

«بلكه اين بت بزرگ چنين كرده است؛ اگر بت‌هايتان سخن مى‌گويند، از خود آنان بپرسيد!» [٤] امام صادق ٧ با نقل اين داستان فرمود: «نه بت بزرگ چنين كرده بود و نه حضرت ابراهيم ٧ دروغ گفت» [٥] بلكه توريه كرد و دخالت بت بزرگ را مشروط به سخن گفتن بت‌ها كرد و چون بت‌ها هرگز سخن نمى‌گفتند، پس بت بزرگ هم آن‌ها را نشكسته بود.

- حضرت يوسف ٧ نيز وقتى چند بار گندم به برادرانش بخشيد، دستور داد پيمانه شاهى را در ميان گندم‌ها پنهان كردند، سپس جارچى، برادران يوسف را ندا در داد كه شما دزد هستيد! امام صادق ٧ در اين باره نيز فرموده است: «برادران يوسف، يوسف را از دست پدرش دزديده بودند. به‌همين دليل وقتى از مصريان پرسيدند؛ شما چه گم كرده‌ايد، پاسخ دادند پيمانه شاهى مفقود شده و نگفتند شما آن را دزديده‌ايد، بلكه منظورشان اين بود كه شما دزد يوسف هستيد!» [٦]


[١] - مكاسب، شيخ انصارى، ص ٥٠، خط‌ طاهر خوشنويس، تبريز، ١٣٧٥ ق

[٢] - المكاسب المحرّمة، ج ٢، ص ٧٤

[٣] - مكاسب، ص ٥١

[٤] - ر. ك. انبيا (٢١)، آيۀ ٦٣

[٥] - بحارالانوار، ج ١١، ص ٧٦

[٦] - همان