مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٦
حقايق علم پيدا كرده است و عالم ماده و جسم بين او و معلوماتش حجاب شده است بنابراين، با تعليم و تعلّم، آنچه كه مىدانسته، به يادش مىآيد. «١» ب- نظر تجربهگرايان: تجربهگرايان غربى همچون «لاك» و «هيوم» معتقدند كه همه ادراكات و معلومات انسان اكتسابى است و در ابتداى خلقت، انسان همچون لوح نانوشتهاى است كه هيچ امرى بر آن حك نشده است و فقط با حواس پنجگانه مىتوان به شناخت و معلومات رسيد. «٢» ج- نظر كانت و دكارت: كانت معتقد است كه انسان بعضى از معلومات را در خود دارد و آنها را از حس و تجربه دريافت نكرده است، بلكه قبل از تجربه حاصل بوده است.
اين معلومات، لازمه ساختمان ذهن است كه بهواسطه آن مىتوان درباره قضايا حكم داد.
دكارت نيز، معتقد است كه انسانها داراى تصوراتى هستند كه بالفطرة در آنها نهاده شده و تجربه و حس نيز در اين باره به انسان كمكى نكرده است. او حس را عامل خطاى فكر انسان مىداند و معتقد است كه تصور خدا، كمال و قضاياى رياضى و همه معلومات انسان، فطرى است. در اينجا علىرغم اختلافاتى كه در روش كانت و دكارت، از نظر اعتقاد به فطرت وجود دارد، مىتوان هر دو را از معتقدان به تصورات فطرى دانست. «٣» د- ديدگاه قرآن: قرآن تصريح مىكند كه انسان در ابتداى تولد، هيچ معلوم ذهنى ندارد و قوّه محض است:
وَاللَّهُ اخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ امَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْابْصارَ وَالْافْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «٤» و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود در حالى كه هيچ چيز نمىدانستيد؛ و براى شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بهجا آوريد!