مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥١
چگونه آمده، به كجا مىرود و اصلًا در پى چه هدفى است، دچار حيرت و اضطراب مىگردد. نتيجه اين دلهره و اضطراب را در كسانى مىتوان ديد كه به دليل نداشتن شناخت، به پوچى روى آوردهاند و تفسيرى درست از هستى جهان و انسان در ذهن ندارند. روى آوردن به سراب مكاتب پوچگرا، هرگز روح حقيتجوى انسان را سيراب نمىكند و تنها بر عطش آن سرپوش مىنهد. اين سرپوش، موقّتى است و پس از اندك مدتى، انسان را به بن بست فكرى و سردرگمى و اضطراب روحى دچار كرده و سرانجام به انحراف فكرى و فساد اخلاقى و چه بسا به انتحار و خودكشى مىكشاند. انسان بايد به شناخت جهان همّت گمارد و با شناخت آن، به منبع و تكيهگاه مطمئن فكرى و عقيدتى (خدا) دست يابد تا در سختىها و مشكلات زندگى به اين پناهگاه مطمئن و رهايىبخش، پناه ببرد.
بنابراين، شناخت مبدأ آفرينش هستى (خدا) و باور به او به عنوان مطمئنترين پناهگاه و حامى انسان و يارى دهنده او در دشواريها، هر نوع دلهره و اضطراب را از انسان مىزدايد.
٤- اطاعت و عبادت آنچه تاكنون ذكر شد، مربوط به آثار شناخت خدا، در بُعد فكرى و معنوى و ايجاد تحوّلى عميق در اخلاق و روحيّات انسان خداشناس بود، اما تأثير آن در بُعد اعمال و رفتار آدمى را مىتوان تلاش براى انجام دستورهاى الهى ذكر كرد؛ زيرا انسان عارف، زنجيرهاى اسارت هوا و هوس را مىگسلد و حلقه عبوديّت خدا را به گردن مىاندازد و جز در راه رضاى او گام برنمىدارد. اين موضوع نيز خود دارى مصداقها و مظاهر بسيارى است؛ مانند انجام واجبات و مستحبّات، انجام كارهاى خير و خدمات عمومى، شكرگزارى نعمتها، درخواست نياز از خدا و بىنيازى از خلق، زهد، پايدارى در راه حق، پرهيز از هرگونه ستم و گناه و نافرمانى خداوند و امورى بسيار ديگر كه در آيات و روايات بدان اشاره شده است.
رسول خدا (ص) مىفرمايد:
كسى كه خدا را بشناسد و عظمت او را دريابد، زبانش را از سخن گفتن و شكمش را از غذا خوردن بازمىدارد و نفسش را به روزهدارى و عبادت وامىدارد. «١»