مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٨٨
عقل دومين ابزار انسان براى رسيدن به علم و آگاهى، عقل اوست. نقش عقل در دستيابى به شناخت در دو زمينه است:
١- وجود يك سلسله اصول عقلى و بديهى كه بهعنوان اصول راهبر شناخت مطرح هستند. اينها اصولى هستند كه بدون وجود آنها انسان قادر به شناخت صحيح جهان خارج نبوده و نمىتواند تحليلى واقعى از وقايع جهان خارج داشته باشد. از ميان اين اصول مىتوان به دو اصل امتناع متناقضين و اصل علّيّت اشاره كرد.
٢- اعمالى كه عقل انسان بر روى دركهاى حسىاش انجام داده و سبب دريافتهاى تازه و رهگشا براى رسيدن به حقايق جديدترى مىگردد. در اين رابطه مىتوان به اعمال ذيل كه تنها كار عقل است و حس هرگز قادر به انجام آنها نيست، اشاره كرد:
دستهبندى اشيا: منظور از اين كار، آن است كه عقل در يك تجزيه و تحليل ذهنى، اشيا را به صورت مقوله دستهبندى كرده و توسط آن به شناخت بهتر اشيا نائل شود.
تجزيه و تركيب مفاهيم ذهنى: در اين عمل، ذهن مفاهيمى را كه از طريق حواس گرفته با انجام تغييراتى به شكل تصاويرى جديد درمىآورد. تصاويرى كه ممكن است هرگز در جهان خارج هم واقعيتى نداشته باشد مانند تصور كوهطلا كه از تركيب مفاهيم كوه و طلا به دست مىآيد.
تجريد مفاهيم حسى: منظور از انتزاع يا تجريد، آن است كه عقل انسانى قادر است پس از دريافت مفاهيم حسى كه توسط ابزار حس به آن ارائه شده، خصوصيات هر كدام را الغا كند و سپس يك مفهوم كلى را كه قابل انطباق بر همه آن موارد است انتزاع كند.
بهعنوان مثال، ذهن با ديدن اشخاصخاص و تجريد آنها از خصوصيات فردىشان، مفهوم كلى انسان را به دست مىآورد. اين مفهوم هم بر تك تك افراد و هم بر كل انسانها قابل انطباق است.
تعميم مفاهيم حسى: ذهن انسان به مواردى مشابه كه همگى نتيجه آزمايشهاى حسى و تجربى هستند برخورد نموده و سپس به يك نتيجه و قانون كلى دست مىيابد.
اين مسأله را تعميم مفاهيم حسى مىگويند. بهعنوان مثال، شخصى مقدارى آب را در