مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٢٢
انَّ الْانْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ «١» انَّ الْانْسانَ لَفى خُسْرٍ ... «٢» به راستى آيا اين دسته از آيات با دسته گذشته در تنافى است؟ و يا اينكه وجه جمعى دارد كه آن وجه جمع نشان دهنده شخصيت انسان از ديدگاه قرآن كريم است؟
حق مطلب آن است كه هر دو دسته از آيات بيان واقعيت درباره آدمى است. لكن بايد توجه داشت كه انسان يك جنبه خلقت مادى همچون ديگر موجودات دارد و يك جنبه الهى، كه از آن با «نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحى» «٣» ياد شده است. آياتى كه درباره منزلت انسان در ابتداى مباحث گذشته آورديم، همگى ناظر به جنبه الهى انسان است كه به صورت قوه و استعداد در انسان وجود دارد همچون فطرت پاك انسان، لياقت خليفه الهى شدن، مسجود ملائكه واقع گشتن و و اگر اين جنبه فعليت يابد و قواى نفسانى را تحت كنترل خود درآورد، انسان به آن كرامتها و منزلتها مىرسد؛ و آيات ديگر درباره جنبهمادى، نفسانى و حيوانى انسان است. نفس حيوانى انسان حريص، هلوع، بىتاب، بخيل و ... است.
انسان در اين صفات كه همگى ناشى از «نفسانيت» اوست با ديگر حيوانات مشترك و بلكه در آنها از حيوانات ديگر قوىتر است، اگر او نفس حيوانى خود را با عِقالِ عقل كنترل كرد و به نفخه الهى دميده شده در وجودش عنايت نمود و آن روح مستور را ظاهر و حاكم ساخت، به ترقى و تعالى خواهد رسيد و اگر روح الهى را خفيف شمرد و فقط به حيوانيت و نفسانيت خود عنايت كرد، همه اين صفات نكوهيده در او ظهور و نمود پيدا كرده و او حيوانى تمام عيار و بلكه گمراهتر از حيوان خواهد گرديد.
البته در برخى از آياتى كه جنبههاى منفى شخصيت انسان مطرح گرديده، انسانهاى مؤمن مستثنا شدهاند مثلًا در سوره عصر مىفرمايد: «قسم به عصر كه انسان در خسران و زيان است! مگر مؤمنان نيكوكار كه همديگر را به حق و صبر سفارش مىكنند.» و يا در