مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٣٢
در تحليل دليل دوم، مىگوييم: اينان جهانبينى فلسفى «١» را با جهانبينى علمى «٢» خلط كردهاند، در حاليكه ابزار جهانبينى فلسفى بهمراتب، وسيعتر از تجربه و آزمايش است.
اصولًا زمانى مىتوانيم در آزمايشگاه، درباره «بود» يا «نبود» چيزى قضاوت كنيم كه واقعيت و حقيقت آن شىء با ابزار علمى سنخيت و مناسبت داشته باشد. ولى هرگاه حقيقت چيزى كه در جستجوى آن هستيم، بهگونهاى باشد كه بر فرض واقعيت داشتن، تشخيص آن بهوسيله آزمايشگاه امكانپذير نيست، در اين صورت، آزمايشگاه نمىتواند درباره وجود يا عدم آن قضاوت كند.
٢- در نظام آفرينش طرح و تدبير در كار نيست در آفرينش جهان، طرح و تدبيرِ از پيش در نظر گرفته شدهاى در كار نيست و نظام موجود يا مولود حركت پيوسته ماده است كه به صورت تصادفى پيدا شده يا در نتيجه خصيصه ماده مىباشد كه با حركت خود، در بستر زمان، انواعى را پديد آورده است.
راسل، پرچمدار ماديون در عصر حاضر، مىگويد:
بشر مولود عواملى است كه در ايجاد او تدبيرى بهكار نرفته و غايتى برايش در نظر گرفته نشده است. اصل بشر، نمود و عواطف او- چون آرزو، ترس، عشق و عقيده- چيزى جز مظهر تلفيق تصادفى اتمهاى مختلف نيست. «٣» تحليل اين نظريه: تفسير جهان از طريق تصادف، صحيح نيست؛ زيرا اگر با تئورى تصادف بتوان از عهده تفسير يك يا دو پديده برآمد، اما آيا مىتوان تمام جهان هستى- با اين نظم دقيق- را با تصادف توجيه كرد؟
ماديون نظام حاكم بر ماده را مولود حركتهاى پيوسته ماده مىدانند، كه بهتدريج به اين نظام منتهى شده است، در حالىكه ما هدفدارى را در اين نظام بهوضوح، مشاهده مىكنيم و مىبينيم كه هرگز تصادف يا خصيصهگرايى نمىتواند آن را توجيه كند.