مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٣٠

٣- وجود علت فاعلى در كنار ساير علل‌ «علّيت» يعنى، وابستگى وجود يك پديده به پديده ديگر؛ مانند: وابستگى فرزند به پدر و مادر. علّتها داراى اقسامى‌اند:
الف- علت فاعلى؛ ب- علت غايى؛ ج- علت مادى؛ د- علت صورى.
فرض كنيد مى‌خواهيم خانه‌اى بسازيم. بنّا علت فاعلى است؛ هدف از ساختن خانه- كه همان سكونت است- علت غايى؛ آجر، آهن و ساير مصالح علت مادى؛ و نقشه ساختمان علت صورى است.
الهيّون مى‌گويند: وقتى هسته‌اى در زمين نهاده مى‌شود، براى رشد اين نهال، علاوه بر علت مادى، به علت فاعلى هم نياز است؛ يعنى، فاعلى كه به ماده حركت ببخشد و آن‌را از شكل تخم به‌صورت درخت و ميوه درآورد. پس پديد آورنده اين صورت بى‌سابقه در ماده، علت فاعلى است. اين مسأله را ارسطو با برهان عقلى ثابت كرده است. او مى‌گويد: جهان ماده در حال حركت و دگرگونى است و متحرّك به حكم اينكه پذيرنده حركت است، بايد غير از محرِّك باشد؛ زيرا حركت‌پذيرى از مقوله انفعال مى‌باشد كه نشانه فقر و احتياج است، در حاليكه تحريك از مقوله فعل و نشانه غنا و بى‌نيازى است. و از نظر عقل محال است كه مقوله فعل، عين مقوله انفعال و يا فقر عين غنا باشد. بنابراين، علت فاعلى غير از علت مادى است.
به بيان ديگر، فاعل كسى است كه در پرتو قدرت و توان خود، بر ماده خارجى اثر مى‌گذارد، همان‌گونه كه خياط پارچه‌اى را مى‌بُرد و مى‌دوزد. روشن است كه موقعيت فاعل، موقعيت عامِل پرتوان و پرقدرتى است كه مى‌خواهد عملى را بر طبيعت انجام دهد. اما علت مادى بخشى از ماده و فاقد انرژى‌اى است كه فاعل مى‌خواهد در آن ايجاد كند. اين فاعل است كه فقدان را طرد مى‌كند و او را به مرحله كمال هدايت مى‌كند.
بنابراين علت فاعلى غير از علت مادى است. «١»