مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٢٦
روش و اعمال و كردار خويش تا حد زيادى آزادى دارد. در مسائل مادى زندگى خود مىتواند خوراك، پوشاك، محل سكونت و ... را انتخاب كند. در مسائل معنوى نيز هر كس مىتواند راه و روش خاصى را برگزيده و به آيين و آداب خاصى عمل نمايد. هر كس در راههاى گوناگونى كه در برابرش قرار مىگيرد مىتواند هر كدام را كه خواست برگزيند و اين امرى است كه هر انسانى در درون خويش آن را مىيابد. البته گاهى به دليل آشنايى بر ذهنيتها و احاطه بر عوامل خارجى نسبت به يك فرد، راهى كه انتخاب مىكند از قبل براى ما مشخص است، ولى در همان حال نيز قوّه اراده و اختيار از او سلب نشده و امكان انتخاب برايش محفوظ است. از طرف ديگر مىداند كه اين آزادى و اختيار بيهوده به او داده نشده و اعطاى چنين حقى از جانب خداوند حكيم در مقابل موجودات ديگر كه داراى قوّه انتخاب نيستند بطور حتم در پى هدفى بوده و مسؤوليّتى براى او ايجاد مىكند كه بايد در مقابلش پاسخگو باشد.
علاوه بر وجدان، آيات فراوانى از قرآن بر آزادى و اختيار انسان گواهى مىدهد كه مىتوان آنها را به چند دسته تقسيم كرد:
١- آيات مربوط به رسالت پيامبران و دعوت انسانها به هدايت با انذار و تبشير؛ اگر از نگاه قرآن بشر مختار و آزاد نبود، ارسال پيامبران و دعوت آنان با وعده دادن و ترساندن معنا نداشت.
٢- آياتى كه به صراحت از اختيار و آزادى انسان در پذيرش يا نفى ايمان سخن مىگويد مثلًا:
انَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امَّا شاكِراً وَ امَّا كَفُوراً «١» ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد و (پذيرا گردد) يا ناسپاس! وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ ... «٢» بگو: اين حق است از سوى پروردگارتان! هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس مىخواهد كافر گردد!