مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩١
بالاترين مرتبه اين نوع از علم و آگاهى همان وحى آسمانى است كه خداوند آن را به كسانى كه براى مقام نبوت برگزيده، عطا مىكند؛ امّا مراتب پايينتر آن، اختصاص به پيامبران الهى نداشته و خداوند به بندگان صالح خود مىدهد؛ همانگونه كه در مورد بندهاى از بندگانش مىفرمايد:
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً «١» و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.
و يا عدّهاى از عالمان بنىاسرائيل به افرادى كه با ديدن قارون آرزوى مقام و موقعيت او را كردند. چنين هشدار دادند:
وَ قالَ الَّذينَ اوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ امَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقّيها الَّا الصَّابِرُونَ «٢» اما كسانى كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: «واى بر شما ثواب الهى براى كسانى كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام مىدهند بهتر است، اما جز صابران آن را دريافت نمىكنند.» منظور از اصطلاح مكاشفه و شهود نيز كه در تعبير اهل عرفان بهكار مىرود رسيدن به حالاتى است كه انسان سالك قادر به دريافت چنين علومى از ناحيه خداوند شده و حقايق براى وى مكشوف مىشود.
پيامبر اكرم (ص) در يكى از سخنان خويش راه رسيدن به چنين مرحلهاى را كه گفتار انسان نيز از سرچشمه غيبى سيراب گردد چنين بيان فرموده است:
مَنْ اخْلَصَ لِلَّهِ ارْبَعينَ صَباحاً جَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ. «٣» كسى كه چه مباحث تكميلى عقايد ٩٨ گرايشهاى فطرى ص : ٩٧ ل روز (خود را) براى خدا خالص كند، چشمههاى حكمت از قلبش به زبانش جارى مىشود.