مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١١٣
حامل امانت الهى يكى ديگر از مباحثى كه منزلت انسان را نشان مىدهد، مبحثى است كه در قرآن كريم از آن با عنوان «عرضه امانت الهى بر انسان» مطرح شده است. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
انَّا عَرَضْنَا الْامانَةَ عَلَى السَّمواتِ وَالْارْضِ وَالْجِبالِ فَابَيْنَ انْ يَحْمِلْنَها وَ اشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْانْسانُ انَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا «١» ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سربرتافتند، و از آن هراسيدند؛ اما انسان آن را بر دوش كشيد، زيرا او بسيار ظالم و جاهل است.
اينكه منظور از «امانت» در اين آيه شريفه چيست، نظرات مختلفى ارائه شده است؛ برخى گفتهاند منظور از امانت، تكاليف الهى است كه اطاعت و عمل به آنها موجب سعادت، و سرپيچى از آنها موجب شقاوت است. برخى ديگر، امانت را به شناخت خداوند تفسير كردهاند؛ زيرا در ميان موجودات، انسان است كه با عقل و قلب خود مىتواند خدا را بشناسد و ببيند و به بندگى او بپردازد. علامه طباطبايى (ره) منظور از امانت را «ولايت الهى» ذكر كرده است. خلاصه استدلال ايشان در اين زمينه چنين است:
عرض امانت به معناى سنجيدن موجودات با آن امانت است تا معلوم شود صلاحيت پذيرش آن امانت را دارند يا نه، منظور از حمل نيز همين صلاحيت داشتن است. با توجه به آيه بعد كه مىفرمايد: «لِيُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَالْمُنافِقاتِ وَالْمُشْرِكينَ وَالْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» معلوم مىشود كه امانت مذكور چيزى است كه نفاق و شرك و ايمان، هر سه بر حمل آن امانت مترتب مىشود. پس به ناچار امانت مذكور امرى است مربوط به دين حق كه حافظ آن متصف به ايمان و ضايع كننده آن متصف به شرك و كسى كه ادعاى حفظ آن را مىكند ولى در واقع آن را ضايع كرده است، متصف به نفاق مىشود؛ بنابراين امانت مذكور يا اعتقاد و شهادت به توحيد است يا اعتقاد به احكام