مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٢٧
ب- اعتقاد به روابط علّى و معلولى ميان پديدهها:
هر دو گروه بر وجود روابط علّى ميان پديدهها اتفاقنظر دارند، و هيچ پديدهاى را بدون علت نمىدانند. بنابراين، همه پديدهها معاليل يك سلسله عللاند. بهعنوان نمونه، هر دو مكتب مىگويند: بر اثر گردش زمين بهدور خود و خورشيد و مايل بودن محور آن، شب و روز و فصول چهارگانه پديد مىآيد. يا مثلًا، گياهان طى يك سلسله علل و عوامل خارجى و داخلى، مواد غذايى را از زمين مىگيرند و رشد و نمو مىكنند.
گاهى ماديون، فلاسفه الهى را به انكار روابط علّى و معلولى بين پديدههاى جهان متهم مىكنند و مىگويند: خداپرستان آنچه را در اين جهان رخ مىدهد، فعل مستقيم خدا مىدانند و هرگز به علل طبيعى قايل نيستند، در حاليكه با مراجعه به كتب فلسفى الهيونى مانند ارسطو، افلاطون، فارابى و شيخالرّئيس، بىپايگى اين افترا روشن مىشود؛ زيرا همه اين كتابها داراى دو بخش است: بخشى در علوم طبيعى كه شامل فلكيات، رياضيات و مانند آن مىشود و بخشى درباره ماوراى طبيعت؛ مانند: خدا و صفات او.
آنان براى تقويت فكر شاگردان خود، نخست، علوم طبيعى را تدريس مىكردند و پس از ورزيدگى آنان به مباحث الهى مىپرداختند.
در كتب آسمانى و سخنان ائمّه معصوم (ع) نيز علل طبيعى در عالم موجودات اصلى مسلّم شناخته شده است. قرآن كريم درباره وزش بادها، باريدن باران و نموّ گياهان يك سلسله حقايقى بيان مىفرمايد كه همه براساس قانون علّيّت طبيعى است. در اين مورد، قرآن مىفرمايد:
«زمين را خشك و مرده مىبينى، اما هنگامى كه باران بر آن فرستاديم، به حركت در مىآيد و نموّ مىكند و انواع گياهان زيبا مىروياند.» «١» اصول جهانبينى الهى تا اينجا با دو اصل مشترك اين دو مكتب آشنا شديم. اكنون به بيان اصول ويژه جهانبينى الهى مىپردازيم: