مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣١

انسان را نفى كردند و همه افعال را به طور مستقيم به خدا نسبت دادند، گروه ديگر متوجه اين اشكال شدند كه افعال، خوب و بد و عدل و ظلم دارد و استناد همه افعال به خداوند با عدالت خدا سازگار نيست و در اثر جهالت، از طرف ديگر بى‌راهه رفتند و انسان‌ها را آزاد و مطلق پنداشتند و گمان كردند كه خداوند انسان‌ها را به خود واگذاشته است و هيچ‌گونه تأثيرى در اعمال و رفتار انسان ندارد و حال آن كه هر دو گروه به خطا رفته‌اند؛ نه اعمال انسان تنها به خدا استناد دارد تا شبهه ظلم در مورد خدا پيدا شود، نه اعمال انسان فقط به خودش استناد دارد تا شبهه شرك، محلى براى ابراز وجود بيابد، بلكه اعمال انسان مستقيماً به خود او استناد دارد و غير مستقيم به اذن و اراده خداست. خداست كه نظام اسباب و مسببات را ايجاد كرده و اجازه تأثير به اسباب داده و با اجازه خداست كه ما مى‌توانيم در كنار ديگر اجزاى علت قرار بگيريم و سبب فعل خارجى گرديم و اين نه با توحيد منافات دارد و نه بر ساحت قدس الهى لكه ظلم و ستم مى‌نشاند.
اراده حق تعالى و آزادى انسان‌ در مطالب گذشته مطرح شد كه مشيت خدا بر آزادى و اختيار انسان است. اكنون اين سؤال مطرح است كه آيا مى‌توان گفت كه لازمه آزادى و اختياز انسان آن است كه او هر راهى را انتخاب كند، همان مراد خداست و ديگر كيفر و پاداش معنا ندارد و آيا وجود خواست الهى مبنى بر ايمان آوردن مردم، با اعطاى آزادى و اختيار به انسان منافات ندارد؟
براى پاسخ به اين پرسش‌ها و روشن شدن اين مطلب كه ميان آزادى انسان و اراده حق تعالى مبنى بر ايمان آوردن و همچنين كيفر و پاداش الهى منافاتى وجود ندارد بايد گفت كه اراده حق تعالى در آيات و روايات به دو معنا وارد شده كه از آن به اراده تكوينى و اراده تشريعى تعبير شده است.
اراده تكوينى خدا به چگونگى آفرينش انسان و مسائل مربوط به آن برمى‌گردد، به اين معنا كه اراده تكوينى خداوند بر اين قرار گرفته كه انسان موجودى باشد داراى قواى مختلف مثل نفس، عقل، گرايش‌هاى نفسانى، غريزى، فطرى و معنوى و اينكه خودش آزادانه با محاسبه‌هايى كه در نزد خود مى‌كند، يك راه را به نفع خود تشخيص دهد و