مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٧

ديدگاه دوم آن است كه تنها ذات حق را علت پديد آمدن حوادث بدانيم و نظام اسباب و مسببات را انكار كنيم. شهيد مطهرى (ره) در اين باره مى‌نويسد:
نظر ديگر اينكه براى هر حادثه علت قائل شويم، ولى نظام اسباب و مسبّبات را و اينكه هر علتى معلول خاص را ايجاب مى‌كند و هر معلولى از علت معين امكان صدور دارد، منكر شويم و چنين پنداريم كه در همه عالم و جهان هستى يك علت و يك فاعل بيشتر وجود ندارد و آن ذات حق است، همه حوادث و موجودات مستقيماً و بلاواسطه از او صادر مى‌شوند؛ اراده خدا به هر حادثه‌اى مستقيماً و جداگانه تعلق مى‌گيرد، چنين فرض كنيم كه قضاى الهى يعنى علم و اراده حق به وجود هر موجو مباحث تكميلى عقايد ١٤٣ انسان موجودى جاودانه ص : ١٤٢ دى، مستقل است از هر علم ديگر و قضاى ديگر. در اين صورت بايد قبول كنيم كه عاملى غير از خدا وجود ندارد، علم حق در ازل تعلق گرفته كه فلان حادثه در فلان وقت وجود پيدا كند و قهراً آن حادثه در آن وقت وجود پيدا مى‌كند و هيچ چيزى هم در وجود آن حادثه دخالت ندارد. افعال و اعمال بشر يكى از آن حوادث است. اين افعال و اعمال را مستقيماً و بلاواسطه قضا و قدر، يعنى علم و اراده الهى، به وجود مى‌آورد و امّا خود بشر و قوه و نيروى او دخالتى در كار ندارد، اينها صرفاً يك پرده ظاهرى و يك نمايش پندارى هستند.
اين همان مفهوم جبر و سرنوشت جبرى است و اين همان اعتقادى است كه اگر در فرد يا قومى پيدا شود زندگى آنها را تباه مى‌كند. «١» استاد شهيد پس از بيان ديدگاه فوق، آن را به دليل مخالفت با نظام اسباب و مسببات و رابطه علّى و معلولىِ بين حوادث كه مورد تأييد علوم طبيعى و مشاهدات حسى و تجربى و استدلالات عقلى است و از طرفى قرآن كريم نيز رابطه علّى و معلولى بين حوادث را تأييد مى‌كند، مردود مى‌شمارد.
ديدگاه سوم آن است كه اصل علّيت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جميع وقايع و حوادث آن را پذيرفته و معتقد است كه هر حادثه‌اى ضرورت و قطعيت وجود خود را و همچنين شكل و خصوصيات زمانى و مكانى و ... را از ناحيه علل پيشين خود كسب مى‌كند و يك پيوند ناگسستنى ميان گذشته و حال و آينده هر موجودى وجود دارد.